من، او، ...

روزهای زندگی همسر یک طلبه

من، او، ...

روزهای زندگی همسر یک طلبه

من، او؛ داستان زندگی ماست!
ماییکه 10 سال است، تلخ و شیرین، در بود و نبود هر چیز غیر از ارزشها، در کنار هم هستیم و ان شالله در کنار هم می مانیم تا ظهور، تا شهادت، تا ...
اینجا از مسیر تکاملمان می نویسم. از پیاده کردن اندکی از سبک زندگی اسلامی

من، او، شهادت

چهارشنبه, ۹ دی ۱۳۹۴، ۰۵:۵۰ ب.ظ

این روزها حالم خوب نیست. من که عمری حسرت شهادت داشتم، حالا باید بنشینیم و شهادت برادرانم رو نظارگر باشم. برادرانی بسیار کم سن و سال تر اما بزرگتر، با ایمان تر، متقی تر و...

بازهم مورد پسند خدا نبودم. دلم میسوزه حالا که در باغ شهادت باز ه باز است، من چرا انقدر بی لیاقتم و بی سعادت و سهمی در دفاع از شیعیان ندارم.

یکی میگفت تو جمع صحبت شده از مدافعان حرم و شوهرم گفته اصلا دوست ندارم برم.مادرش هم گفته تو بخوای بری، من نمیذارم. حلالت نمیکنم

و من فکر میکنم به دینداریهامون؛ به ادعاها؛ به ماهایی که خوبیم ، مذهبی هستیم، انقلابی هستیم اما فقط تا وقتی جان و مالمون به خطر نیفته.

وقتی به مردهایی که اهل جهاد نیستن نگاه میکنی، یا مادرانی اینچنین دارن یا همسرانی! و دقیقا مردان مجاهد، همسران و مادران مشوق داشتن و دارن. چقدر نقش ما زنها مهمه.

چند وقت پیش خونه دوستی بودم که دوپسر داشت؛ گفت لیاقت تربیت دختر نداشتم.گفتم خوش به حالتون حاج خانم. شهید تربیت میکنین ما خیلی زور بزنیم، مادر شهید تربیت میکنیم.

اما حالا میبینم شاید تربیت دختر مجاهد و اهل جهاد، از پسر اهل جهاد، سخت تر باشه و مهمتر.

دلم شهادت میخواد. خدایا نصیبم کن.

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۴/۱۰/۰۹
بانو ایرانی

نظرات  (۱۰)

مجاهده و شهادت در میدان جنگ نرم خیلی خیلی سخت تر از شهادت در میدان جنگ سخت هست
اون میدان عرصه جهاد اصغره
و جنگ نرم، عرصه جهاد اکبر
ببنید حضرت آقا کجاها دستور جهاد دادند...
اون رو عمل کنید بانو
پاسخ:
جهاد اصغر و اکبر ، مانعة الجمع نیستن
همه همین جوابها رو میدن.شاید برای آروم کردن اون قسمت از درونشون که میدونه جلوی تیر و گلوله رفتن ، خیلی سخته. تا تو سیم خار دارهای نفس، گیر نکرده باشیم، توفیق رد شدن از سیم خاردارهای دنیا نصیبمون نمیشه و‌ شهادت یه آرزو میمونه
4ماه همسرم ساز رفتن کوک میکنه
من که میدونستم فعلا سپاه از خارج از خودش نیرو نمیبره گفتم برو اما فکر که میکنم نمیتونم بذارم بره.
پس من و بچه ای که قراره بیاد چی؟
بهش گفتم هروقت آقا حکم دادن شما برو!
نمیتونم دل بکنم
دعام کنید
پاسخ:
میفهمم خواهری.خیلی سخته. اجر همسر رزمنده ها بیشتر از خود رزمنده هاست.بهش ایمان دارم
۱۰ دی ۹۴ ، ۱۸:۱۵ مامان س وح
سلام من از خواننده های خاموش این وبلاگ هستم خیلی نوشته هاتونو دوست دارم قبول دارم چون دغدغ های منم مثل دغدغه های شماس ولی خوب شما موفق تری خواهر 
راستش یه سال میشه که همسرم داره رو من و مغزم کار میکنه که بره از حرم بانو زینب دفاع کنه از خدا که پنهان نیس از شما چه پنهان که خیلی دلم میخواد بذارم بره ولی وقتی عمیق فک میکنم اگه بره من هیچ کسی رو جز خدا ندارم میترسم از پس دو فرزندمان برنیایم البته میدونم از ضعف ایمانمه و چقد راحت حرف میزنیم و سخت عمل میکنیم
دعا کن دعا اثر داره
پاسخ:
خیلی سخته. می فهمم چی میگی. عمیقا می فهمم. خدابهمون توان و توفیق عمل و عبودیت بده

من با اینکه همسر ندارم اما از فکر شهید شدن همسر دلم می لرزه اما خودم آرزوی شهادت دارم. فکر کنم همسر شهید شدن از خود شهید شدن هم سخت تره.

شما هنوز هم برای من دعا می کنید؟ من هنوز بسیار محتاج دعا هستم.

پاسخ:
واقعا موافقم که همسر شهید شدن، از شهید شدن، سخت تره
سلام
اینکه کمک به اهل بیت ( علیهم السلام ) چه مقامی داره رو ما اینقدر ناتوانیم اصلا نمیتونیم به عمقش پی ببریم
و اینکه خیلیا شهادت فقط ورد زبونشونه رو هم قبول دارم
ولی باید دید وظیفه چیه؟!!!
چون تو جواب یکی از دوستان گفته بودین کسانی که این حرفارو میزنن برای آروم کردن خودشونه باید بگم نه؛ قضیه خیلی منطقیه
شما نمیتونین بخاطر اینکه اون آقا گفته من دوست ندارم برو سوریه و مادرش هم گفته من نمی ذارم برای؛ اون رو سرزنش کنی
چون وظیفه اش نیست
وظیفه ما الان دفاع از کشورمون تو زمینه های فرهنگی
من یه سوال از شما میپرسم؟
شما بیشتر نگران سوریه هستی یا رهبر انقلاب؟ قطعا رهبر 
مطمئن باشین اگر کار به جایی برسه که وظیفه شد خود ایشون حکم جهاد میدن
پس وقتی الان چیزی نگفتن پس یعنی مسائل مهم تری تو کشور خودمون هست.
شما خودتون همسر طلبه هستید؛ فرض کنید همسرتون به جای درس خوندن که الان وظیفه شون هست پاشن برن سوریه ؛ خب اونجا جنگیدن ( اگر بذارن به همین راحتی کسی بره خط مقدم؛ چون قطعا آموزش های خاص خودشو داره ) و خدا توفیق داد شهید شدن و دو سه تا از اون لعنتی ها رو هم به درک واصل کردن.
خب این خیلی عالیه
اما شما فرض کنین همسرتون اینجا وظیفه اصلیشو که درسه درست انجام بدن
در این صورت همسر شما ده ها جوان رو تربیت میکنن که هر کدوم از اون جوان ها می تونن برن جبهه؛ یا نه اگه جبهه نرفتن حداقل از کشور خودشون در مقابل جنگ نرم دفاع کنن؛ که وقتی پس فردا جلوی تبلیغات دشمن کم نیارن و جا نزنن. خب هدف دشمن هم همینه که اسلام رو از ما بگیره گاهی با گرفتن جان گاهی با گرفتن روح اسلام از ما
خب این دو تا چه ققققدرررر با هم فرق داره.
اون عالیه این اهلی هستش.
بله یه وقت هست یک نفر کارش اینه؛ سرداره سرهنگه اگه اونجا باشه خیلی مفید تره تا اینجا باشه امثال سردار سلیمانی ها سردار همدانی ها و....
خب اینها بله باید برن تا با تجربه خودشون اوضاع رو درست کنن که همین کار رو هم میکنن ولی نسبت به بقیه اقشار جامعه به نظر من این طور نیست.
ببخشید سرتون رو درد آوردم
اللهم ارزقنا توفیق شهادة فی سبیلک
التماس دعا

سلام بانو
باهاتون موافقم
یه عمری گفتیم "الهم الرزقنا توفیق الشهاده  "
ام حالا پای عمل...


بانو میخام باهاتون مشورت کنم
خیلی به کمکتون نیاز دارم .
1- اینکه من فارغ التحصیل رشته الکترونیکم البت 13 سال پیش
و الان هم 13 ساله کارمند صدا و سیما هستم .
الان دلم میخواد ارشد علوم قرانی بخونم  یا کلا مطالعات دینی و اخلاقی داشته باشم .
حوزه رو بررسی کردم
دیدم باید از اول شروع کنم .
از طرفی فعلا محل زندگیم دانشگاه علوم قرانی نداره .
و من موندم
دوست دارم برم حوزه اما نمیدونم با شرایط کار و دو تا بچه و .... چه کنم
1-کمی درباره حوزه و دروسش بهم توضیح بدین
یا اگه اشنایی با رشته علوم قران و سایر گرایشهاش  دارین
2-ببینید بانو داریم تحقیق میکنیم درباره انتقال به شهر قم
از نظر هوا شبیه شهر فعلیمونه
اما از نظر فرهنگی، مدارس بچه ها ،تفریحی  خوب بودن فضای شهر و .... میخام کمی اطلاعات داشته باشم .
ممنون میشم



پاسخ:
داتنشگاه مجازی علوم قرآن و حدیث میتونید بخونید.
از نظر فرهنگی خب قم یه شهر عالیه اما یه سری مشکلات داره که جاهای دیگه نداره
1. معلومات افراد زیاده و طبعا همه مدعی دانایی اند
2. مستحباتی که ما خودمون رو میکشیم که بهش عادت کنیم، اینجا روزمره ی مردمه! یعنی یهو هنگ می کنی می بینی چه عمیق جزء سبک زندگی مردم شده
3. فضای تفریحی واقعا کمه
4. مدارس خوبی داره

سلام

حضرت علی علیه السلام از پیامبر صلی الله علیه و آله درباره فضیلت جهاد پرسیدن و ایشون بعد از اینکه آمرزشها و ثوابهایی که برای فرد مجاهد و شهید درنظر گرفته میشه رو ذکر میکنن، فرمودند: خدا وعده میدهد که من سرپرست بازماندگان او هستم و هرکه آنها را خشنود کند مرا خشنود کرده و هرکه آنها را به خشم آورد مرا به خشم آورده است.

 

کمه؟!

نقش مادر و همسر در شهادت خیلی مهمه
گاهی خدا به دل مادر نگاه میکنه
باید ظرفیت تحمل رو داشته باشند

خوب میفهمم
سلام بانو 
من خیلی وقته ک مطالب شمارو خاموش میکنم و خیلی استفاده میکنم...این پستتون ک خوندم اشک تتو چشام جمع شد...
همسر من دوماه بود ک سوریه بودن...میدونی بیشتر از دوری شوهرم...شوهری ک تازه ی سال ک از عروسیمون میگزوه...طعنه و کنایه ها مردم دلم سوزوند...همه ادم های مذهبی و انقلابی...همیناکه گفتن جهاد اونجا واجب نیست, تو تازه عروسی و...حتی یکی از دوستان بسیار نزدیکم ک اتفاقا همسر طلبه هستن گفت تو زنانگی نداری ی زن بخواط هرکاری میتونه کنه و...من جواب ی چیزم بود خودم شوهرم راهی کرد خودم...و پا هم چیزش واستادم...ولی سوختم سوختم...کاش حداقل کسی ب ادم طعجنه کنایه نزنه...و حالا منم و گلزار شهدا و قطعه 26و دوستای شوهرم ک شهید شدند و من هنوز منتظرم تا کی شهادت قسمت مرد من هم بشه....
خواهش میکنم دعا کنید برای دل همه زن و بچه ها عزیزانی ک رفتن سینه سپر کردن جلوله گلوله...
گرریه امان نوشتن نمیده...یا علی 
پاسخ:
سلام عزیزم
اینبار من با خوندن مطلب تو اشک ریختم. تو باید برای ما دعا کنی. تویی که خودتو رسوندی به غافله ی حضرت زینب س
چقدر دورم از تو! چقدر دورم از قافله کربلا و کربلایی ها
زیاد می خونمت بانو ولی این پست اینقدر جالب بود که نتونستم سکوت کنم ....
مدتهاست به همه می گم اگه مرد بودم الان سوریه بودم !!!
چقدر حرفای مهاجر برام آشناست ؛ همیشه همین بوده ، طعنه و کنایه ها همیشگی یه ....
ما از نسل شهدای دفاع مقدسیم ، طعم تنهایی ، بی کسی ، کنایه  ، حسرت های بی پایان ، محرومیت های همیشگی و .... رو بسیاااااار چشیدیم . هم من و هم همسرم ؛ خوب می دونیم بی پدری چی به سر بچه هامون می یاره ، درد بی درمونیه یتیمی ولی با همه ی این دردهای تجربه شده باز هم با رضایت کامل همسرم رو راهی می کنم برای دفاع از تموم اون چیزهایی که پدرانمون هم به خاطرش از ما و همه ی تعلقاتشون گذشتند.
به قول شهید علمدار : برای بهترین دوستان خود دعای شهادت کنید . 
اللهم ارزقنا توفیق الشهاده - الهی شهید شی ( لطفا برای شهادت من هم همین الان یک دعا زمزمه کن ) ........
پاسخ:
ان شالله شهید شی خواهر

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی