من، او، ...

روزهای زندگی همسر یک طلبه

من، او، ...

روزهای زندگی همسر یک طلبه

من، او؛ داستان زندگی ماست!
ماییکه 10 سال است، تلخ و شیرین، در بود و نبود هر چیز غیر از ارزشها، در کنار هم هستیم و ان شالله در کنار هم می مانیم تا ظهور، تا شهادت، تا ...
اینجا از مسیر تکاملمان می نویسم. از پیاده کردن اندکی از سبک زندگی اسلامی

من، او آسمانی است

شنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۴، ۰۹:۰۲ ق.ظ

بعضی وقتها یه فاصله های عمیقی می افته تو زندگی! دلخوریها اونقدددددددددددددددددددددددددر زیاد می شه که دیگه...

شاید هم شیطانه که میاد و هی شک به دلت می اندازه! هی اشتباه های بقیه رو برات بزرگ می کنه.

مییشینی و هزار تا دلیل خوشگل و عاقلانه برای تصمیمات غلطت میاری و  با هرکی با حرفهات مخالفه، بحث می کنی. بحثهایی که وقتی بعدا نگاهش می کنی، مایه ی شرمساری اند.

.
.
دارم برای خودم روایت می کنم. روایت روزهای خراب گذشته رو. روزهایی که اگر خدا نبود، اتفاقهای بدی می افتاد!

آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآه! امان من نفسی

شیطان همیشه از همون جا که خیلی خودتو قبول داری، میاد سراغت

من، خودمو به عنوان یه آدم منطقی، قبول دارم. خب شیطانم از همین راه میاد! چه استدلالهای قشنگی! چه منطق کاملی! بدبختی اینجا بود که چون منطقم کامل بود، هیچکس حریف توجیهاتم نمی شد و احساس می کردم خب درسته دیگه! هیشکی نمی تونه مخالفت منطقی کنه باهام!

اینجا بود که باز، مهر امام حسین و اهل بیت(علیهم السلام) ، به دادم رسید!

دلمو لرزوندن! دلم، دل...

یه مرد آسمونی - یه شهید- اومد، مثل یه پدر مهربون، دلمو گرفت دستش!

و درست در سالگرد شهادتش، معجزه ای که باید، رخ داد! عقل شیطانیم از کار افتاد و چشم دلم بینا شد!
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخ
خدای من! چقدر خراب کردم.
تازه دارم این فاجعه رو می بینم. این عقل شیطانی، چه به سرم آورده!
مشغول بازسازی هستم. دعام کنید
-------------------------------------------------------
پ ن1: برای شادی روح شهدای راه حق، از ابتدای خلقت تا الان؛ صلواتی عنایت کنید
پ ن 2: از رضوان تو فقط لیلی باش، خبری ندارم. دلم میخواد بهش بگم:
رضوان عزیزم. معلم مهربونی که هیچ وقت نشد بهj بگم چقدر در زندگیم موثر بودی؛ هر روز بیادتم و برای دخترهای عزیزت دعا می کنم. هنوز نگران خانم خانمها هستم. و بدون که شناخت این شهید عزیز رو به تو هم مدیونم. به تو و دخترت که بالای کتابش نوشته بود: I am Emad
موافقین ۶ مخالفین ۰ ۹۴/۱۱/۲۴
بانو ایرانی

نظرات  (۷)

عالے بود
تاثیرگذار بود
ممنون
واقعا که خدا رضوان عزیز  رو حفظ کنه
من یکبار توسط مادرم تربیت شدم و یکبار دیگه توسط رضوان
و زندگیم رو مدیون آموخته هام از رضوان عزیز هستم
کاش باز هم بود و مینوشت
راستی شما تاثیر خودتون رو کم ندونید
حداقل برای خود من شما معلم بزرگی هستید
سلام بانوجان
متاسفانه طهورابانو هم دیگه نمینویسن...رضوان،طهورا،همسربهشتی،خود شماو... وبلاگنویسانی بودید که با نوشته هاتون درسهای زیادی به کسانی که حتی نمیشناسیدشون دادید...
توفیقاتتون روزافزون
۲۵ بهمن ۹۴ ، ۲۲:۳۶ رایحه بانو
جالب بود ولی دوس داشتم بدونم یا اشاره ای می کردید درمورد داستان این معجزه و...
۲۵ بهمن ۹۴ ، ۲۲:۳۷ رایحه بانو
رضوان کیه؟؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ:
نویسنده ی بی نظیر وبلاگ«تو فقط لیلی باش»
یه خانم به تمام معنا
دخترش بیمار شد و دیگه نتونست بنویسه
توروخدا اگر خبری  ازشون (رضوان جان )داشتید تو وبلاگتون بذارید مام خبردار شیم
ممنون ب خاطر خوبی هاتون
سلام بانو
من هم از شما بسیار بسیار می آموزم ...امیدوارم چشم بیناتون متبرک به دیدار مهدی زهرا بشه که سخت منم مثل همه منتظرم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی