من، او، ...

روزهای زندگی همسر یک طلبه

من، او، ...

روزهای زندگی همسر یک طلبه

من، او؛ داستان زندگی ماست!
ماییکه 10 سال است، تلخ و شیرین، در بود و نبود هر چیز غیر از ارزشها، در کنار هم هستیم و ان شالله در کنار هم می مانیم تا ظهور، تا شهادت، تا ...
اینجا از مسیر تکاملمان می نویسم. از پیاده کردن اندکی از سبک زندگی اسلامی

من، او، شوهر بداخلاق

دوشنبه, ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۰:۲۳ ق.ظ

بهم می گه: شوهر بداخلاق نداری! نمی دونی وقتی سر مسایل مسخره و پیش پا افتاده، کتک می خوری، یعنی چی! بیرون گود نشستی می گی لنگش کن

گفتم: اول؛ از زندگی بقیه چه خبر داری! ظاهر اغلب زندگیها خیلی قشنگ و خوشگله! هر کس مشکلات خودشو داره! هیچ کسی هم بی مشکل نیست! فقط مشکل هر کسی یه رنگیه. یه مدلیه

دوم؛ یه چیزایی رو همیشه با خودم تکرار می کنم! یکیش اینکه اگر پای درد دل زن حضرت نوح می نشستیم، چیا از شوهرش می گفت؟

بیایید یکم فکر کنیم؛ شاید می گفت: آبرومو تو دروهمسایه برده! وسط بیابون داره کشتی می سازه! خب آخه این چه خداییه که عقلش نمی رسه وسط بیابون جای کشتی ساختن نیست!مردم هروقت همه منو می بینن بهم می گن از شوهر دیوونت چه خبر! امروز خداش باهاش حرف تازه نزده! سر نمی تونم بلند کنم و...

ببینید چقدر حرفهاشون منطقیه! ببینید ظاهرا چقدر حق داره که از این شوهر ناراحت باشه، برنجه و حتی متنفر باشه! اما اگر زاویه نگاهشو متفاوت می کرد! اونوقت جزء خوشبخت ترین زنان دنیا بود!

و یه چیز دیگه هم همیشه به خودم یادآوری می کنم

اینکه اگر آسیه به بدیهای شوهرش فکر می کرد، نمی تونست از بهترین زنان باشه و خانه ای نزد خدا داشته باشه! اینکه بدیهای همسر من، توجیهی برای بدی من نیست!

اینکه خدا روز قیامت از بدیهای خودم ازم سوال می کنه نه از بدیهای همسرم

سوم؛ آیا خدا داناست؟ آیا خدا می دونه من چقدر ظرفیت و گنجایش دارم؟ پس آیا ممکنه خدا منو در معرض امتحانی قرار بده که توان درست رد کردنش رو نداشته باشم؟ اگر خدا چنین کاری بکنه، حکمتش زیر سوال می ره! پس چنین کاری نمی کنه! محاله! محاله! محاله! محاله خدا به کسی مشکلی بده که از پسش برنمیاد!

هر وقت فکر کردی به یه در بسته خوردی، بدون حتما کلیدی داره وگرنه خدا جاش دیوار می ذاشت نه در!رد کردن امتحانهای خدا، سخته! خیلی سخت! اما قطعا و قطعا و قطعا ممکنه!

الهی تو این ماه شعبان، همه مون اول بدونیم وظیفمون چیه! دوم قدرت و توفیق انجام دادنش به نحو احسن بهمون داده بشه! سوم با انجام وظایفمون دل امام رو شاد کنیم و ظهورش رو نزدیک


بعد نوشت: دوستی تذکر دادند که چرا با اون خانم همدردی نکردی که می فهمم کتک خوردن، در شان شما نیست و اسلام راضی به این وضع شما نیست و ...

1. بهتر بود این همدردی که در واقعیت انجام شد را در پیام میاوردم!

2. واضحه که هیچ کسی از کتک زدن حمایت نمی کنه و فکر نمی کردم کسی نگفتن این مطلب رو دلیل بر حمایت بذاره!

3. مردی که همسرش رو کتک بزنه از مردهای نفرین شده است

مردی که همسر خود را کتک می‌زند

پیامبر اکرم (ص) به این مضمون فرمود: مردی که همسر خود را کتک می‌زند. خدای متعال آبروی او را در روز قیامت خواهد ریخت و او را در برابر چشم خلایق، رسوا خواهد ساخت.

پیامبر اکرم (ص) فرمود: هر مردی که یک سیلی به صورت همسر خود بزند، خدای متعال به فرشته‌ای که مأمور دوزخ است دستور می‌دهد که آن مرد را در جهنم قرار داده و به صورت او هفتاد سیلی بزند.

پیامبر اکرم (ص) فرمود: شخصی که بر صورت و چهره‌ی مسلمانی سیلی بزند، خدای متعال در روز قیامت استخوان‌های او را خُرد خواهد نمود و آتش جهنم را بر او مسلط خواهد نمود و در روز قیامت، با دستان بسته وارد آتش جهنم خواهد شد؛ مگر آنکه توبه نماید.

4. بد بودن رفتار اون مرد، هیچ شکی درش نیست! تمام حرف من این بود، که بد بودن اون مرد، دلیل بر بی محبتی کردن به او و بدی کردن و سرد کردن کانون زندگی از جانب همسر نیست! اگر این حرف من، عقلا، شرعا، قانونا مشکلی داره، بفرمایید

موافقین ۶ مخالفین ۰ ۹۵/۰۲/۲۰
بانو ایرانی

نظرات  (۸۹)

۲۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۰:۳۲ چشم به راهم ...
محاله! محاله! محاله! محاله خدا به کسی مشکلی بده که از پسش برنمیاد!

20
خیلی عالی مثال زدید
عالی بود عالی بود عالی بود
از طرف یه خواننده خاموش که دلش نیومد خواموش بمونه 😊
سلام بانو
حرفاتون تا یه حدودی درسته اما مثل زدن زن حضرت نوح و ... واقعا جاش اینجا نبود. به این نتیجه رسیدم که وااااقعا با ادم عصبی و بداخلاق و بددهن تاحالا دمخور نبودی ببینی هر راهی بری بازم اون یه سوژه ای داره.متاسفانه مریضی های روحی و روانی بیداد میکنه و کسی هم دنبال درمان نیست
پاسخ:
پناه بر خدا از آدم مریض و بد اخلاق
اما وااااااقعا بازم قضاوت کردید! بیایید همو قضاوت نکنیم. ما از هم، هیچچچچچی نمی دونیم!
سلام
مثل همیشه خیلی خوب بود.
اتفاقا من نزدیک بیست ساله دارم یکی از نزدیکانم رو می بینم که با یه شوهر بشدت عصبی طرفه ... شوهرش از نظر من دیوونه ست یه بار میخواست بخاطر یه بحث خیلی مسخره و پیش پا افتاده با ساطور سرش رو قطع کنه نمیدونم میتونید همچین چیزی رو تصور کنید یا نه؟ اما این خانم بشدت آروم و باخداست... هیچوقت مقابله به مثل نمیکنه همیشه فقط با آرامش باهاش برخورد می کنه و میگه اشکالی نداره دست خودش نیست وقتی عصبی میشه نمی تونه خودش رو کنترل کنه... البته حالا که دیگه سنش بالاتر رفته گاهی میگه دیگه داره خسته م میکنه ولی بازم تحمل میکنه ...
این حرف کاملا درسته که خدا برای هرکسی به اندازه ی ظرفیتش امتحان رو تعیین می کنه

شاید یه جواب به اون خانم هم این بود که برو پیش مشاور یا مطالعه کن یا ... تا بفهمی چرا شوهرت اینجوریه؟ ریشه مشکلاتتون کجاس؟ کدوم یکی بیشتر تقصیر داره؟ دست خودش نیست و مشکل روانی داره یا نه عمدا اذیت می کنه؟ و .....

سلام. حالا شاید شوهر من روانی و بداخلاق نباشه ولی این دلیل نمیشه من تو زندگیم مشکل نداشته باشم. این پا باید یه جا زخمی بشه، از طرف شوهر نه، از یه جای دیگه. منم یه سری مشکلاتی دارم که شبا خوابم نمیبره، گریه میکنم ، نذر میکنم... حالا اینکه یکی اهل شکایت کردن نیست دلیل نمیشه که خدا فرق گذاشته و اون زندگی راحتی داره! شاید طرف آدم بی خیالیه به رو نمیاره و یا ایمانش قوی تره و صبوره!
و ما انسان را در رنج آفریدیم... همه در زندگی با روزهایی مواجه می شوند که دلشان نمی خواهد. چیزهایی می بینند که دوست ندارند. بله توصیه اینکه باید زندگی دیگران را از دور نظاره و قضاوت نکنیم. اما مهمتر از همه اینها اینکه یاد بگیریم هیچ انسانی حق زدن انسان دیگر را ندارد حتی به شکل همسر. تأکید می کنم پس نگوییم چون همسر پیامبری شاید راضی نبوده از شرایط زندگی اش شما هم تحمل کن. خیر این مقوله غیر قابل اغماض است.
پاسخ:
اول اینکه کتک زدن اصلا پسندیده نیست و هیچ کس قبول نمی کنه این رفتار رو
دوم مثال من و برداشتم از اون مثال رو یا من خوب توضیح ندادم یا شما یه بار دیگه بخونید.
سوم من همین الان می تونم یه لیست بیش از صد موردی از اشتباهات واضح اطرافیانم درست کنم. اما این چه فایده ای داره؟ آیا با نوشتن این لیست، حتی یک ذره دیگران تغییر خواهند کرد؟ اما اگر متمرکز بر تغییر رفتار و نگاه خودمان به قدر تقصیر، شویم، یقین بدانید خیلی چیزها تغییر خواهد کرد
سوم به حرفم در مورد اینکه خدا به قدر توان هر کس بهش مشکل میده، ایمان دارم. بهش فکر کنیم
حرف من این نیست که بقیه اشتباه ندارن! اشتباهات یقینی هم دارن! حرف من اینه که نقطه تمرکز ما، باید رفتار خودمون باشه نه رفتار بقیه!
سلام
لطفا برای دخترهای مجرد هم دعا کنید خدا توفیق شوهر داری رو نصیبشون کنه
26 سالمه و دیگه امیدی به ازدواج ندارم
التماس دعا
پاسخ:
خدا همسر خوبی نصیبشون کنه بحق باب الحوائج
اما دعا می کنم در همه حال مورد رضایت خدا و ائمه باشیم
سلام
لطفا برای دخترهای مجرد هم دعا کنید خدا توفیق شوهر داری رو نصیبشون کنه
26 سالمه و دیگه امیدی به ازدواج ندارم
التماس دعا
من توی وبلاگ قبلیتون نظرمو گذاشتم. لطفا بخونید.
"اما وااااااقعا بازم قضاوت کردید! بیایید همو قضاوت نکنیم. ما از هم، هیچچچچچی نمی دونیم!"
ولی ظاهرا شما ی مدت با جناب نوح و همسرشون زندگی کردین و از ریز وضعیت زندیگشون که هیچ از حرفای توی دلشون هم با خبرید.
پاسخ:
:)
من از لفظ شاید استفاده کردم
شاید می گفت: آبرومو تو دروهمسایه برده! و ...
بعدشم هرکسی همونطوری که دوست داره، فکر می کنه! دوست داریم همه عیوب طرف مقابلو ببینیم، بسم الله!
چه فایده ای عاید می شه؟
دوستم داریم، میشینیم دنبال راه حل مشکل می گردیم ببینیم چه می شه کرد! راه حل هم تغییر دیگران نیست چون ما قدرتی در تغییر دیگران نداریم! اما هرچقدر خودمونو تغییر بدیم، مشکلات بیش از اون میزان تغییر می کنن
پاسخ یکی از کاربرا در اون وبلاگ که اینجا هم کپی کردم


همین حرفا و تبلیغ های غیر منطقی هست که تا حدی باعث شده وضعیت حقوق زن توی جامعه ی ما اینقد اسفناک باشه. شما اطمینان دارید که نظر خدا این هست که شوهر هر بلایی سرت آورد شما دم نزن و ادامه بده به زندگی باهاش؟؟؟؟؟!!!! این فضیلته؟؟؟احیانا ممکن نیست مربوط به جامعه و فضایی باشه که هیچ امکانی برای استقلال زن قایل نیست؟ فکر کردیم چه بلایی سر روح و روان اون زن یا بچه هایی که توی همچین خونه یی بار میان میاد؟ فکر میکنید بچه ی این خانواده مدام با خودش میگه من نباید احساس عدم امنیت کنم چون مادرم در حال کسب رضای خدا است؟؟؟ مادری که نمیتونه از خودش مراقبت کنه در برابر همسرش و در معرض آسیب فیزیکی هست چطور میتونه بچه اش رو از آسیب بدنی دیدن در مقابل پدرش محافطت کنه؟ حقوق کودک کجای اسلامی هست که شما تبلیغش میکنید؟ گیرم که مادر حق داره انتخاب کنه و بمونه در یک رابطه ی ناسالم حق بچه چی میشه این وسط؟ اصولا تو دین شما طلاق وجود داره؟؟ من که باور نمیکنم....
پاسخ:
من اینو گفتم؟ « شما اطمینان دارید که نظر خدا این هست که شوهر هر بلایی سرت آورد شما دم نزن و ادامه بده به زندگی باهاش؟؟؟؟؟!!!!»
من همچین عقیده ای ندارم! طلاق هم یک حلاله که خدا قرار داده که اگر لازم نبود، خدا قرارش نمی داد! منم به یه جاهایی رسیدم که به طلاق فکر کردم. مثل خیلی از زنها!
اما یه تئوری دارم که براساسش دارم زندگی می کنم. خدا به هیچ کس مشکلی بیشتر از حد توانش نمی ده!
معتقدم که اگر خدا مشکل گذاشته، راه حل هم هست! شاید گاهی طلاق راه حل باشه اما قبل از اون، هممممممممممممه ی راه های دیگه رو می رم تا حجت برای پاسخ گویی روز حشر داشته باشم.
اگر همه راه ها رو رفتم و باز هم تموم شدن این زندگی بیش از بودنش به نفع بچه ها بود، حتمااااا اقدام می کنم!
ما حق نداریم با اولین مشکل سخت، به طلاق فکر کنیم! هزاران راه وجود داره برای حل مشکلات.
و باز تکرار می کنم که: اگر بشینیم فقط به مشکلات طرف مقابل نگاه کنیم، هیچ مشکلی حل نمی شه! چون ما قدرتی به تغییر دادن بقیه نداریم! اما اگر به اشتباهات خودمون متمرکز بشیم، بیش از اون میزانی که برای تغییر مثبت خودمون پیش رفتیم، مشکلاتمون بهبود پیدا می کنن
بله گفتید شاید و بعد قطعی نتیجه گیری کردید:"اما اگر زاویه نگاهشو متفاوت می کرد! اونوقت جزء خوشبخت ترین زنان دنیا بود!"
اینجا بحث دیدن عیب های طرف مقابل مطرح نیست. موضوع اصلی تبلیغ نادرست اصل سازگاری با هر شرایط هست و اسلامی جلوه دادن این موضوع. این طرز فکر شخصی شما هست. همین وبس. حتی چه بسا بیشتر به عنوان یک زن تا یک زن مسلمان. اگر به جای تبلیغ مداوم اینکه باید همسر آدم ازش راضی باشه تا اعمالش مورد قبول باشه امثال شما تلاش میکردن مبانی حقوق زن و کودک رو در شرایطی که تحت آزار قرار میگیرند روشن و به روز کنند، امروز اینجا نبودیم. مگر حق و وظیفه کنار همدیگه نباید دیده بشن؟ کتک خوردن از همسر فضیلت نیست. تحمل این شرایط فضیلت نیست. مادری که فرزندی به دنیا میاره  علاوه بر وظیفه ی حفظ سلامت روانی خودش در مقابل حفظ سلامت روانی خداداد ه ی فرزندش هم وظیفه مند هست. اغلب ما نمیتونیم با تغییر خودمان شرایط رو اساسی تغییر بدیم. کسی که همسرش نیازمند آموزش در زمینه ی کنترل خشم هست با تغییر خودش و زنانه رفتار کردن نمیتونه این آموزش را به همسرش بده. انصاف داشته باشید. یک انسان تا جایی که من میدونم باید از موضع بندگی برخورد کنه. اونجایی که پرودگار باید قضاوت کنه و ....حتما در نمیمونه توی کار خودش. اما این وسط ما هم وظایفی داریم در قبال هم دیگه و جامعه یی که توش زندگی میکنیم. اخلاق گرایی صرفا شخصی مشکل وخیم خشونت خانگی رو در جامعه حل نخواهد کرد.
پاسخ:
شاید زن با رفتار درست و هوشمندانه نتونه به همسرش آموزش لازم برای همسرداری رو بده( که البته این اتفاق ممکنه با ملایم شدن رفتار، بیافته) اما می تونه همسرش رو راضی کنه پیش مشاور برن و آموزشها رو از طریق اون بگیره!
اینکه بقیه هم مسئولیتی دارن، درسته
اینکه اعمال مرد هم در صورت نارضایتی همسرش، پذیرفته نیست، درسته
اینکه باید اینها گفته بشه، درسته
اما ما زنها قدرت نفوذ خودمون رو دست کم گرفتیم و فکر می کنیم توانمون بیش از این نیست! من می خواهم بگم هست! و اینکه متمرکز نشیم رو عیب بقیه! جواب نمی ده! اینکه به بقیه کمک کنیم عیبشون رو برطرف کنن و تذکر بدیم عیبشون و وظیفه شون رو، با متمرکز شدن، فرق می کنه! همه زندگیمون رو نباید متوقف به تغییر همسرمون کنیم
بله از حرف شما به نظرم نزدیک ترین برداشت همین هست. بحث این نیست که هر کسی کی باید به طلاق فکر کنه. شما عملا دارید تحمل شرایط رو تبلیغ میکنید. برداشت من از پستی که توش راجع به زندگی آسیه صحبت کرده بودید هم همین بود.
"اما یه تئوری دارم که براساسش دارم زندگی می کنم. خدا به هیچ کس مشکلی بیشتر از حد توانش نمی ده!"
میشه با این تئوری وجود خیل عظیم افرادی رو که به خاطر مشکلاتی که دارن دچار ناراحتی های روانی غیر قابل درمان میشن تا آخر عمرشون و بعضا هم کارشون به خودکشی میکشه رو توضیح بدین برای من لطفا؟؟؟
پاسخ:
اونها هم فقط به رفع مشکل در بقیه نگاه کردند
وقتی می بینی هیچ راه حلی وجود نداره، همین خودکشی به نظرت میاد
توان ما زن ها جایی تموم میشه که در قانون ما مشخص شده. این ی بحث حقوقیه بسیار روشنه. به نظرم به جای تبلیغ شیوه ی همسرداری اگر روی ایجاد قوانین منصفانه برای ایجاد ایجاد امنیت برای زن و کودک کار کنیم نتیجه ی بهتر و سریع تر و جامع تری میگیریم.
"شاید زن با رفتار درست و هوشمندانه نتونه به همسرش آموزش لازم برای همسرداری رو بده"
"اینکه باید اینها گفته بشه، درسته"
پس لطف کنید در جایی که نقل قولی آوردید با این مضمون "......هر زنی میتونه این کار رو انجام بده و اگر نتونه زن نیست...." تجدید نظر کنید. ممنونم
پاسخ:
وظیفه ی هر کس یه چیزیه
یه وکیل، یه قانونگزار و ...، موظفن اینکار رو بکنن! من وظیفه دارم به خودم وو دیگر زنها بگم که شرایط بد، مجوز بد بودنن نیست! که خدا به اعمال ما به طور شخصی نگاه می کنه
که ما باید صبر فعال داشته باشیم
اینکه من بشینم فقط زانوی غم بغل بگیرم که چرا بقیه بدن، چرا بقیه به وظایفشون عمل نمی کنن، چرا بقیه ... چرا بقیه... این هیچ مشکلی از من حل نمی کنه
هرکس، وقتی که دلش برای خودش بسوزه، شکست می خوره!

ضمنا خیلی ممنون میشم در صورت دسترسی قدری از روایاتی را که در رابطه با مجازات مرد و اندازه و نحوه ی این مجازات هست در صورت آزار دادن همسر و فرزندانش و همچنین حقوق کودک در اسلام را بیان بفرمایید. یا حداقل فتواهای مراجع عظام رو در این زمینه ذکر کنید ذیل این پست. تشکر
شما دارید قضیه رو از دید پرودگار مطرح میکنید نه از نطر فرد مورد نظر.
از نظر منطقی بعضی مشکلات هیچ راه حلی ندارند. این طبیعیه. مگر اینکه فکر کنیم اونها رو خدا نداده!!!
پاسخ:
من معتقد نیستمم مشکلی باشه که راه حلی نداشته باشه
"وظیفه ی هر کس یه چیزیه
یه وکیل، یه قانونگزار و ...، موظفن اینکار رو بکنن!"
"از پیاده کردن اندکی از سبک زندگی اسلامی"

وطیفه ی شما به عنوان کسی که دارید سبک زندگی اسلامی ترویج میکنید این هست که بیان کنید حقوق زن و کودک را در این سبک از زندگی.  مشکل دقیقا از همین جا شروع میکنه به بدتر شدن. وقتی من و شمای عاقله تصمیم میگیریم عامدانه توپ چنین مشکلات حادی رو بندازیم توی زمین زن به عنوان یک همسر. این ظلم و اجحاف هست در حق زنان جامعه مون و مهمتر از اون در حق دینی که داریم تبلیغش میکنیم.


ضمن اینکه عمیقا باور دارم وقتی ما سعی بر حساسیت زدایی از چنین مشکلاتی داریم به نام اینکه"خدا به اعمال ما به طور شخصی نگاه می کنه" عملا داریم سلب حمایت میکنیم از زنان آسیب دیده و بی پناه. و صد البته حمایت میکنیم از نداشتن قانون مدون در این زمینه. حقیقت اینه که وقتی جامعه از زن آسیب دیده حمایت نمیکنه طرف دلخوشیش این میشه که بیاد توی وبلاگ های ما بنویسه از مشکلش و ما هم خیلی شیک زن نوح و آسیه رو براش مثال بزنیم و هدایت اش کنیم!
کی گفته که خدا اعمال ما رو به طور شخصی قضاوت میکنه؟ شما اطمینان داری فردا ازت نمیپرسن به عنوان مروج سبک زندگی اسلامی چه کردی برای توضیح حقوق شرعی چنین زنانی در اسلام؟
چرا ی عده فکر میکنن جامعه یی که برای دیگران ناامنه برای من و عزیزانم امن خواهد بود؟؟
صد البته واقعیت در این زمینه به نطر شخصی شما میچربه. وافعا به نظر شما بشر تا امروز تونسته برای همه ی مشکلاتش راه خل پیدا کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!! چیز غیر قابل تغییری به نام مشکل وجود نداره؟؟؟؟
پاسخ:
نظر شخصی من، نظر شخصی من با توجه به دانسته ها و تفکراتمه! کسی رو هم مجبور نکردم بپذیردش! فقط بیانش کردم.
رفتار شما چقدر صحیحه که اینطور صحبت می کنید و تحقیر در کلامتون موج می زنه؟
"شرایط بد، مجوز بد بودنن نیست!"
چه فکری با خودتون میکنید؟ مگر هر حرفی رو باید هرجایی به زبون آورد؟ وقتی زنی تحت خشونت هست اولویت اول اینه که زنده بمونه بعد اگر به خواست خدا تونست راجع به امکانات بد بودنش فکر میکنه! طرف داره کتک میخوره میگید تو نباید بد باشی؟؟؟!!! این حرف جاش اینجاس؟ اگر عزیز خودتون هم بود همین راهنمایی رو بهش میدادید؟ سعی میکردید با سفسطه و کوچه غلط دادن به رحمت ایزدی در جهان واپسین امیدوارش کنید؟؟؟؟؟
محض اطلاعتون ضریب هوشی جامعه ی ایرانی کمی فقط کمی از ضریب هوشی جلبک بالاتر هست.
برای اون خانم عزیزی که تحت بدرفتاری با همسرشون هستن متاسفانه، توی سایت دکتر علیرضا شیری توصیه های مناسبی در این زمینه پیدا میکنید که صد البته کاربردی هستن. ضمنا اگر در تهران زندگی میکنید مدتی هست که پلیس امنیت اجتماعی سیار فعال شده که در مواقع مورد نیاز میتونید کمک بگیرید.
"اما وااااااقعا بازم قضاوت کردید! بیایید همو قضاوت نکنیم. ما از هم، هیچچچچچی نمی دونیم!"
خواهرم شما اطمینان دارید که
"اونها هم فقط به رفع مشکل در بقیه نگاه کردند"؟؟؟؟؟شما توی دلشون بودی؟ میدونی؟؟؟ پناه میبرم به خدا از اینکه نصیحت کننده یی باشم که خودش به پندش عمل نمیکنه.
پاسخ:
این حرف من نیست
کلام خداست
اینکه آرامش تنها و تنها در یاد خداست! اگر آدم یاد خدا داشته باشه، دچار افسردگی نمی شه
پس کسی که دچار افسردگی شده، از خدا غافل شده . دنبال حل مشکلش در دیگران گشته

ف
هیچ فکر کردین چرا تعدادی از افرادی که این پست رو خوندن(خسته،فاطمه و زهرا) برداشتشون کماکان شبیه برداشت من بوده؟؟؟؟
بهش فکرکنیدلطفا. شاید بعدا بازهم راجع بهش حرف زدیم.

می دونید چرا کامنتهای این پست اینقدر زیاد شده ، چون شما یک کلمه به زنی که گفته از شوهرش کتک میخوره نگفتید که کتک خوردن در شأن انسان نیست دور از جونتون در شأن چارپایان است.

پاسخ:
این حرف شما رو می پذیرم که اگر همدردی که با اون خانم انجام دادم رو توی پست میاوردم، سوء تعبیر ها کمتر بود
اما تنها دلیل اطاله ی کلام، این نیست!

سلام

از شما و رضوان تو فقط لیلی باش و طهوراسادات همنفس طلبه بسییییار ممنونم. از وقتی با دیدگاه شما به زندگی آشنا شدم خیلی راحت به مشکلات نگاه میکنم. خیلی راحتتر از قبل مشکلاتمو حل میکنم

این پست هم همینطور. من که الحمدلله همسر خوبی دارم. اما وقتی به زندگی زنهایی نگاه میکردم که شوهرشون مشکل داشتن و اون زن به هردلیلی مجبور به زندگی بود، با افسوس میگفتم چه زن خوبیه اما زندگیش تباه شد، بدبخت شد، دیگه به چه امیدی داره این مرد رو تحمل میکنه. اما الان میگم که اگه شوهر بد، باعث بدبخت شدن زن میشه، پس آسیه سلام الله علیها بدبخت ترین زن حداقل توی زمان خودش بوده. اما یکی از چهار زن برگزیده ی جهانه و این یعنی خود سعادت و خوشبختی.

 

اون زنی هم که شوهرش مشکل داره و ازش کتک میخوره، نباید مثل زنهای 80 سال پیش هروقت کتک خورد بشینه گریه کنه و روز بعدش بره پیش همسایه و فامیل غر بزنه که شوهرم فلانه... .

نباید هم مثل فمنیسم زده های خشک مغز، فرتی بره طلاقشو بگیره

متاسفانه تفکر بعضی خانمها مثال از چاله در اومدن و به چاه افتادن شده

خدا همه ما رو به راه راست هدایت کنه

سیمین
محض اطلاعتون ضریب هوشی جامعه ی ایرانی کمی فقط کمی از ضریب هوشی جلبک بالاتر هست.
.
.
.
خیلی زشته. متاسفم
بماند که این حرف توهینه به جمعی از بنده های خدا
بماند که ذره ذره عالم هستی شعور داره
عزیزم واقعا فهمیدن منظور من از این جمله سخت بوده آیا؟ این کامنت در دنباله ی بحثی مطرح شده و هدفش این هست که با استفاده از تکنیک اغراق در حالت معکوس بیان کنه که راه حل های فلسفی مربوط به قرون وسطی کاربردی برای حل مشکلات کنونی ندارند و باید چاره ایی  اساسی برای حل رفع مشکلات فعلی جامعه ی باهوش ایرانی اندیشیده بشه!!!!! نه راه حلی که چند میلیون سال نوری با واقعیت اموز جامعه فاصله داره!!!! ای خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا!!!!

پاسخ:
شما واضحات کلام و توضیحات رو با مغالطه، پاسخ می دید و توقع دارید واضحات کلام شما رو استعاری بررسی کنند
در ضمن شما تو این بحث الان کسی رو پیدا کنید که " مثل زنهای 80 سال پیش هروقت کتک خورد بشینه گریه کنه و روز بعدش بره پیش همسایه و فامیل غر بزنه که شوهرم فلانه... ."؟ آیا منظورتون اون بنده ی عزیز و آبرومند خدا هست که از مشکل شخصیش حرف زده با ما؟؟؟؟ امیدوارم که اینطور نباشه......
اما میرسیم به
"مثل فمنیسم زده های خشک مغز، فرتی بره طلاقشو بگیره"  که اولا من همچنین پیشنهادی ندارم. بعدم اصولا خشک مغز و فمنیسم زده را در چه گروهی از کلمات طبقه بندی میکنید؟

ظاهرا در فرهنگ شما کاربرد این عبارات در مورد اون هایی که در زمره ی ذرات با شعور عالم هستی قرار نمیگیرند مستحب هست؟؟؟؟؟
اما مطلبی در خصوص فمنیسم زده ها: 1.واژه ی صحیح فمنیست هست خواهرم. همه چیزو هم نمیشه باواژه ی غرب زده معادل کرد!!!! این بنده های نامتمدن خدا هم ی زبانی دارن که احیانا ی دستور زبانی هم داره!!!!!
2.شما خواهرم چند مقاله ی معتبر علمی در مورد جنبش فمنیسم و اثراتش در جوامع انسانی خوندید؟آیا رشته ی تحصیلی و تخصصی تون مرتبط هست با چنین مطالعاتی؟ آیا این موضوع در حوزه ی مطالعاتی شخصی شما قرار داره؟ که اینطور با قطعیت در موردش صحبت میکنید؟ میتونید 3 نفر از سردمدارانش رو نام ببرید؟؟؟ لطفا بی زحمت چند تا رفرنس معتبر هم به بنده ی حقیر معرفی کنید پس.
پاسخ:
جسارتا شما که واژه شناسی می کنید و ادعا دارید لازمه بدونید که ایسم، به انتهای مکانب اضافه می شه و فمینیست، کسیه که به مکتب فمینیسم، اعتقاد داره!
بی سواد جلوه دادن بقیه، نشان از سواد شما نمیده! ادب شما رو نشان می ده



مهرگان عزیز حرف من این هست که نباید با حواله دادن چنین افراد ستم دیده یی به اون دنیا سعی در پاک کردن صورت مساله و سلب مسولیت از خودمون داشته باشیم. میگم این افراد به حمایت امثال من و تو و قانون نیازمندن، شما میگی من که الحمد الله شوهر خوبی دارم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خدا نگهش داره برات عزیزم. زنده باشن الهی خواهر جان. بیکسی نکشی به حق علی.
پاسخ:
خانم مهرگان اون که گفتن من شوهر خوبی دارم، یعنی مثالی که می زنم در مورد زندگی خودم نیست
ضمن اینکه کسی که دیگران رو خوب می بینه، اولین خوبی متوجه خودش هست که دیده ی خوبی بین داره! قطعا خانم مهرگان هم مشکلاتی با همسرشون دارن که اگر فقط بخوان خودخواهانه به زندگی نگاه کنن، زندگیشون جهنم می شه
ولی الله ما بین اگر عزیز خودت هم توی این شرایط بود همین جوری حرف میزدی؟
پاسخ:
اگر خودم هم تو این شرایط بودم، همین حرف رو می زدم!

به نظر من اون مثالی که برای زن حضرت نوح زدید اصلا به مشکل خانم اول پست ربط نداره. مسلما حضرت نوح با همسرش به بهترین وجه رفتار می کرده اما اگر خانمش از وضعیت اجتماعی اش شاکی بوده ربطی به مشکل بداخلاقی همسر نداره.

در مورد آسیه هم همین طور، معلوم نیست فرعون با خانمش بدرفتار بوده باشه (حداقل در اغلب اوقات)

مثال های شما شاخصه های اجتماعی شوهر رو بیان می کنن و ربطی به اخلاق شوهر در خانه ندارن.

در مورد بحث های در گرفته در کامنتها یک سوال دارم:
اگر خانم کتک خورده به مرجع قضایی مراجعه کند و از همسرش شکایت کند آیا خلاف حل مشکل حرکت کرده است؟ آیا اگر به کسی اطلاع دهد که من امنیت ندارم خلاف حل مشکل حرکت کرده است؟ آیا نشان دهنده بد بودن زن است یا نگاه به بدی مرد یا غیره؟

به نظر من اگر رفتار قبلی خانم مشکل داشته باشد یعنی مثلا خانم هم بداخلاقه مثلا جیغ میزنه فحش میده، یا بدگویی می کنه، تهمت میزنه و همسرش هم با کتک تتلافی می کنه، بله می تونه خودش رو اصلاح کنه و لابد همسرش هم بهتر میشه (نه اینکه رفتار همسر درسته، اما قابل پیشگیریه و اصولا رفتار هر دو بده، خانم هم اگر زور داشت لابد میزد!)

همه چی به سطح تحمل خانم و نوع کتک وابسته است! اگر کتک جدی نیست و خانم هم با سیاسته می تونه مدتی روش های مختلف رو برای بهبود همسرش تست کنه.

اما اگر کتک جدیه... نمی دونم؟!

یک چیز رو هم باید مد نظر داشت، میشه زنی چند بار از شوهرش کتک خورده باشه اما صدبار با زبونش مرد رو له کرده باشه. منظورم اینه که کتک برای ما خانم ها ممکنه مثل زبون باشه برای مردها! اما امنیت جانی چیز دیگری است، اگر کتک جدیست نمیشه با اغماض برخورد کرد، در یک آن آدم می تواند تا آخر عمر ناقص شود...

کلاهم این کتک زدن مختص آقایون نیست، مختص ایران هم نیست... خانم ها هم کتک می زنن، جاهای دیگه دنیا هم اینجوری نیست که تا خانم کتک خورد بره قانون و شوهرش رو مجازات کنن و بعد بیاد زندگی اش رو کنه.
پاسخ:
سلام هدای عزیز
اول اینکه مثال ها، کامل نیستن! من یه وجهش رو مثال زدم و صرفا هم مربوط به این موضوع نیست! من عرض کردم که اگر با نگاه بد بینانه به همسرمون نگاه کنیم، پیغمبر خدا هم که همسرمون باشه، ما احساس بدبختی می کنیم و نتیجتا بدبخت می شیم
اما در مورد آسیه
شاید قبل ایمان آوردن به حضرت موسی ع در قصر رفتار بدی باهاش نمی شه و محترم بوده پیش همسرش اما به محض ایمان به پیامبر خدا، بدترین رفتارها باهاش می شه که در تاریخ اومده
باز هم عرض من این نیست که اون وضع، عین همین مثاله
این مثالها روو هم من نزدم. قرآن زده. نه تنها برای زنان بلکه برای همه کسانی که ایمان آورده اند! خب باید چی یاد بگیریم از این مثالها! ابعاد مختلفی دارن مثالهای خدا. من چیزی که به نظرم رسید رو بیان کردم.
کتک زدن هم اصلا چیز خوبی نیست! هیچ کس خوشش نمیاد! تحقیر شدنه و هزار چیز دیگه.
بحث من یه بعد دیگه ی حرفه که نمی دونم چرا نمی تونم دوستان رو متوجه اون بعد کنم
اینکه به قانون رجوع کردن، عذاب خدا، گناه بودن و ... که همه اش درسته، درست! اما رشد ما در مسیر کمال چی می شه؟ ما از این مشکل، چی عایدمون می شه؟ آیا خدا می خواسته ما فقط زجز بکشیم؟
صبر فعال، یعنی تلاش برای حل مشکل و جزع و فزع نکردن! مثل حضرت زینب س
جزع و فزع نکرد! گناه شمر و یزید و مردمی که نامردی و بی وفا یی کردند رو نادیده نگرفت اما گفت جز زیبایی نمی بینم
قطعا نامردی ها زیبا نبوده
کشته شدن با اون وضع، زیبایی نبوده
اسارت زیبایی نبوده
رضایت خدا مد نظر ایشون بوده شاید و اینکه تمام لحظات، مورد رضایت خدا بودند
و عواقب معنوی این قضیه و ...
اینها لایه های اولیه اش هست که من می فهمم. عمق کلام بانو نیست
من می گم باید زاویه نگاه رو عوض کرد و خدا رو در اتفاقها دید
همین
هیچ اصراری هم ندارم حرفم درسته و همه باید بپذیرن! نظر خودمه
هدی جان در جاهای دیگه ی دنیا تا جایی که من میدونم مثل امریکا (که اطلاعات موثق دارم) پلیسی هست مخصوص این کار و بلافاصله هم وارد عمل میشن. دقیقا بلافاصله. اگر فرزندی هم از والدینش کتک بخوره و شکایت کنه هم پیگیری میشه. و حداقل یک شب همسر خانوم را نگه میدارن. اقدامات بعدی هم مراتب قانونی داره. مو به مو و دقیق. حداکثر تلاششون رو برای حفظ امنیت فرد شاکی انجام میدن. صحبت شما هم در کل کاملا درست هست. حرف من اینه که ما وطیفه با واکنش منطقی به چنین رویداد هایی میتونیم جامعه رو حساس و پیش زمینه ی تصویب قوانین مورد نیاز رو در جامعه مون ایجاد کنیم.
پاسخ:
شکستن حرمت پدر، چقدر در اونجا تونسته موثر باشه؟
چقدر قدرت حل مسئله ی خانواده ها رو زیاد کرده
من موافق تحمل شرایط به هر قیمتی نیستم اما این نوع برخورد قهری که فقط حرمت خانواده شکسته می شه و بچه دیگه از هیچ کسی حساب نمی بره، صحیح نیست
باید روش حل مسئله آموزش داده بشه به خانواده ها نه پاک کردن مسیله
اتفاقا من خیلی دوست دارم به راه حل های قانونی و فقهی این"اما اگر کتک جدیه... " در اینجا پرداخته بشه. از همین جا باید شروع کنیم. خیلی عالی میشه اگر دوستان مشارکت کنن و اطلاعاتمون رو مبادله کنیم. اسلام به جز توصیه های اخلاقی چه چیزی در این زمینه داره؟
پاسخ:
اینجا وبلاگ قوانین قضایی نیست
اسلام می خواد ملکه ی تقوا در انسانها بالا بره! اسلام می خواد انسانها از خود کنترلی شروع کنن! برای همین قوانین و وظایفی رو مشخص کرده
قوانین اسلام عموما پیش گیرانه است. اسلام مثل یه پازل کامله! اگر یه جا لنگ می زنیم، چون یه جای دیگه یه پازل رو درست سر جاش نذاشتیم. درست به حکمی عمل نکردیم.
عین همین قضیه در مورد کودکان هم مطرحه: اگر پدری (یا مادری) به فرزندش آسیب بزنه( چه فیزیکی و چه غیر فیزیکی) شرع مقدس چه مجازاتی براش در نظر گرفته؟ در جامعه ی اسلامی چه کسی وظیفه داره از حقوق این بچه محافظت کنه؟ کی باید شناساییش کنه؟ در موقع لزوم به کجا باید مراجعه کنه؟
پاسخ:
اینجا وبلاگ قوانین قضایی نیست
من همه جوابها رو به شما دادم! ظاهرا شما فقط می خواهید غلط بودن نظر من رو اثبات کنید. اشکالی هم نداره! این نظر منه! یادم هم نمیاد اصراری به پذیرفتنش توسط بقیه کرده باشم.
سلام میتونم ازتون یه راهنمایی بخوام؟
یه دختر تقریبا مذهبی هستم که وقتی شرایطم پذیرفته می شه اسم اینکه با این عروسی ها مخالفم میاد همه چیز به هم می خوره به نظرتون باید چه کار کنم؟
پاسخ:
سلام
درست متوجه منظورتون نشدم عزیزم
چرا جوابمو ندادید:(
من منظور شما رو متوجه شدم، اما مشکل اینجاست که رشد و کمالی که شما دنبالش هستید و ازش صحبت می کنید مد نظر همه نیست. این توفیقی هست که خداوند باید به انسان ها عنایت کند. شما منظورتون این است که کلا هر شرایطی رو باید پل کرد برای رسیدن به خالق، نه اینکه کتک خوبه یا غیره، چه مرد کتک بزنه، چه خوش اخلاق باشه چه ... ما وظیفه مون رو باید در مقابل خالق انجام بدیم و یک جورهایی اون مرد رو نبینیم ببینیم خدا چی گفته... ربطی هم به کار مرد و اینکه باید مجازات بشه و نشه نداره، داریم از دید خودمون و صرفا دید رشدی صحبت می کنیم نه دید اینکه کار مرد درسته یا غلط.

اما برای عموم مردم که شاید اینجوری به قضیه نگاه نکنن، اولین چیزی که به ذهن میرسه در کتک زدن حق خانم است. که طبیعی هم هست. این هم یک قضیه مسلمه که کتک زدن زن مثل کتک زدن هر فرد دیگری مجازات داره و اقلش اینه که در قرآن قصاص رو براش تعیین کرده. اینکه بخوایم بگیم اسلام برای اینجور موارد چیزی پیش بینی نکرده که خیلی خنده داره...

در نظر داشته باشیم که چه زن سکوت کنه چه شکایت کنه چه غیره از نظر خدا رفتار اون مرد فرقی نمی کنه و براش گناه و مجازات نوشته میشه مگر اینکه توبه کنه، این خانم هست که با توجه به هدفی که داره رفتار متناسب رو اعمال می کنه

اما منظور خانم سیمین هم فکر می کنم این باشه که ظلم به خانم ها چیزی است که شاید در جامعه ما پر رنگ باشه (مقایسه با جایی نمیکنم و تایید هم نمی کنم) و به اندازه پر رنگیش قانون بازدارنده براش نیست. یعنی اگر یک قانون قوی بود که مرد رو سریع مجازات میکرد مرد اصلا جرات نمیکرد کتک بزنه! اما این ربطی به اسلام و حرف های این وبلاگ نداره واقعا. حرف های این وبلاگ که تایید کننده وضع جامعه نیست! در ثانی در جامعه ما خیلی قوانین کم رنگند مثل موارد اقتصادی و غیره... فقط مختص خانم ها نیست...

در مورد یه بنده خدا: اگر منظور شما رو درست فهمیده باشم، من اگر جای شما باشم اول می بینم طرفم با چه چیزهایی موافقه که من مخالفم مثلا شما اگر موسیقی گوش نمی دی اما طرف کار همیشه اشه، یا شما با زرق و برق و اسراف مخالفی اما طرف برعکسه که هیچ سازگاری ندارید اما اگر فقط یک مراسم عروسیه می تونید به توافق برسید یک کم شما کوتاه بیا یک کم اونها، حتی شنیدم از نظر فقهی برخی افراد می گن موسیقی در شب عروسی مشکلی نداره، نه اینکه مختلط باشه و غیره اما میشه روی برخی موارد بیشتر مطالعه کرد و در صورتی که درسته میشه کمی کوتاه اومد...، یا اینکه جایگزین بذارید بگید عروسی نگیریم بریم سفر...

اما
پاسخ:
ممنونم از شما هدای عزیز
سلام عزیز دل
شما یکی از وبلاگهایی هستین که همیشه دنبال میکنم. خواستم بگم این پستتون خیلییی به دلم نشست. درست نشست وسط قلبم. خصوصا جاییکه درباره ی خدا و امتحاناش نوشته بودین. خواستم بگم بعضیها کلا با این مباحث مخالفند و فرقی هم براشون نمیکنه که جوابشونو چطوری بدین. با سفسطه و مغلطه و... کارشونو پیش میبرن. یادمه اون اواخر توی وبلاگ رضوان هم چندتاییشون اومده بودن و وسط مریضی خانم خانما به هر مبحثی گیییر میدادن و هیچ جوره قانع نمیشدن. چون گوشی برای شنیدن نداشتند.
خواستم بگم ان شاالله ثابت قدم و استوار از مباحث الهی بنویسین و اجرتونو فقط از خود خدا بخواهین. اینجوری هیچوقت کم نمیارین
پاسخ:
ممنونم. چقدر به این دلگرمی، وسط اینهمه بحث، نیاز داشتم. خدا همه مون رو کمک کنه اونجایی که حس می کنیم وظیفه مونه، ثابت قدم بمونیم.
ممنونم ازت
اولا اینکه من قصد تحقیر کسی رو به شکلی که شما برداشت کردین نداشتم. اگر کلام من اینطور دیده شده عذر خواهی میکنم. بحث کم آوردن و نیاوردن و دعواکردن نیست. من پند ساعت از وقت خودم رو اینجا و دقیقا به این شکل صرف کردم صرفا به خاطر حساسیتی که این موضوع داره.
1."به انتهای مکانب اضافه می شه و فمینیست، کسیه که به مکتب فمینیسم، اعتقاد داره!" دقیقا به همین دلیل من گفتم به جای فمنیسم زده باید فمنیست به کار بره. هدف بیسواد نشان دادن مهرگان نبود. این برداشت شخصی شماست. بیسواد بودن از نطر من  ی صفت عام نیست مثلا مثل چاقی یا لاغری. در دنیای جدید هرکسی و تکرار میکنم هرکسی در ی زمینه هایی بیسواد هست. چه خوبه هرکسی در زمینه هایی که اطلاعات داره با یقین نظربده.
چه خوبه بدون برچسب زدن به هم دیگه سعی کنیم از هم یاد بگیریم. چرا وقتی جایی نمیدونیم از خدا مایه میذاریم؟
"این حرف من نیست
کلام خداست
اینکه آرامش تنها و تنها در یاد خداست! اگر آدم یاد خدا داشته باشه، دچار افسردگی نمی شه
پس کسی که دچار افسردگی شده، از خدا غافل شده . دنبال حل مشکلش در دیگران گشته"
شما داری تفسیر شخصی خودتون رو از این آیه به تمام افرادی که مشکل افسردگی تعمیم میدی و قضاوتشون میکنی. کلاه شما قاضی، خدا گفته هر کی افسرده است یعنی از یاد من غافل شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟کجای قرآنه که فقط شما کشفش کردی؟ کی خدا به من توی بنده ی حقیر حق داذه همدیگه رو قضاوت کنیم؟ما بنده ایم همین و بس.
پاسخ:
من تفسیر نکردم. تفسیر این آیه از نظر مفسرین رو عرض کردم
الا، یعنی فقط و فقط
یعنی فرمول آرامش اینه! ذکر و یاد خدا
و این یعنی اینکه کسی که یاد خدا باشه، آرامش داره و کسی که آرامش نداره، یاد خدا گم شده تو زندگیش
"ظاهرا شما فقط می خواهید غلط بودن نظر من رو اثبات کنید. اشکالی هم نداره! این نظر منه! یادم هم نمیاد اصراری به پذیرفتنش توسط بقیه کرده باشم."
بله من میخوام غلط بودن راه کاری رو که به اون خانوم نشون دادین ثابت کنم. میخوام بگم اون حرف جاش اونجا نبوده. میخوام بگم شما ابزارهایی در اختیار دارین که انتظار میرفت صحبتتون بسیار عالمانه تر از ی توصیه ی فلسفی باشه.
ولی نه به خاطر شما و لج کردن با شماو.....
اینجا شما مهم نیستی. میدونید چرا؟ چون شما دقیقا کسی نیستی که با این مشکل مواجه شده.
هدف من اینه که ما کم کاری های خودمون رو ببینیم. اگر قانون نیست نه به این دلیله که اسلام قانونی در این زمینه نداره!!!!!! به خاطر اینه که من و شمایی که دستمون میرسه باید تذکر بگیریم تا راجع به این قضیه حدیث بیاریم. به این خاطر که سهم خودمون رو انجام نمیدیم. بفهمیم کار بیشتری از توصیه ی اخلاقی در چنین مواردی باید انجام بگیره. میخوام یاد بگیریم وقتی کسی با چنین مشکلی مراجعه میکنه باید چیکارکنیم؟ حرف درستی که باید به چنین کسی زد چیه؟ چطور باید کمک کنیم که بیشتر احساس تنهایی و بی پناهی نکنه. که نیاد بگه باورتون نمیکنم. که فکر دل اون بنده ی خدا هم باید بود. بحث طریقه ی خودسازی کردن اینجا هیچ محلی از اعراب نداره.
پاسخ:
خب شما نظر خودتو گفتی، مام نظر خودمونو
چرا می خوای خودتو اثبات کنی

ظاهرا شما کارآیی قوانین کشور امریکا رو حسابی از بر هستین!!!!!
حرمت شکنی کجا بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا فکر میکنیم بقیه ی مردم دنیا خنگن فقط ما این چیزا رو میفهمیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 کی باید از ی کودک در مقابل پدری که شرعا قیم اون محسوب میشه حفاظت کنه؟؟؟؟
چرا همه چیزو از سمت غلط اش میگیرید آخه؟ کمی فکر کنیم
من هم مثل شما سواد دارم. قبل از اینکه وارد سایت بشم آدرسشو دیدم. میدونم اینجا سایت قضایی نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
حرفم اینه که همچین جاهایی باید زحمت بکشن زوایای مهجور قوانین اسلام رو که اینهمه مشکل به بار آورده ندونستنش توضیح بدن


پاسخ:
ظاهرا شما هم تصور می کنید که فقط خودتون فکر می کنید
عمده ی مشکلات این چنینی فقط و فقط به دلیل بی مهری ماها به هم جنس های خودمون هست. اون مردی که چنین کار غیر انسانی رو مرتکب میشه رو زنی بزرگ کرده مثل من و شما. زنی که خواسته باور کنه زن اگه زن باشه میتونه با شوهرش جوری تا کنه که ازش کتک نخوره.  از ماست که بر ماست. والا چرا باید توی مملکت اسلامی شاهد این همه زن ستیزی عرفی و فرهنگی باشیم؟؟؟؟
ما به مشکل میخوریم سریع لوله کشی میکنیم به خدا و پیغمبر. به بی تقوایی جامعه و هزار تا چیز بی ربط و با ربط دیگه. به جز دخالت عامل انسانی و قصور در انجام وظایفمون.
هدی جان ربط داره به اسلام. نه به اسلام واقعی. به برداشت شخصی ما از اسلام و قوانین اش. ما توی کشوری زندگی میکنیم که قانون مبنای فقهی داره. از دین ریشه گرفته. اگر قانونی جایی نیست یا کم رنگه چون ما نخواستیم ببینیمش. چون حساسیتی روش وجود نداره. چون نبودش رده های پایین جامعه رو اغلب درگیر میکنه که صدایی ندارن به طور معمول. واقعا فکر میکنم اگر رو منبرهای ما راجع به حقوق زن بحث میشد به اندازه ی نیاز جامعه، حالا وضعمون این نبود. خبر شکنجه شدن زن ها و کودک های جامعه مونو توی روزنومه ها نمی خوندیم. اینجا جایی هست که به سادگی میتونه ی منع معتبر ایجاد کنه به زبان فارسی در زمینه ی آموزش این حقوق.
وضع جامعه از خیلی جهات خجالت آوره نه غیر قابل تایید عزیزم.
از اضافه کردن حدیث ها هم به مطلب اصلی خیلی خیلی ممنونم. زحمت کشیدین. فقط انگار رفرنس هاش فراموش  شده که امیدوارم زحمت بکشید و اضافه کنید. لطفا بیزحمت عنوان مناسبی هم براشون در نظر بگیرید که وقتی کسی توی نت با کلمات مرتبط سرچ میکنه به اینجا هدایت بشه. منتظر حدیث های مربوط به حقوق کودک و فتواها هم هستم.
شما ی درصد احتمال بده اون خانوم بیاد اینجا و کامنت مهرگان رو بخونه! خودتون بگذارید به جای اون زن یک ثانیه. چه حالی بهتون دست میداد؟ خوشحال میشدید واقعا؟ کمی انصاف آخه...
. "بد بودن رفتار اون مرد، هیچ شکی درش نیست! تمام حرف من این بود، که بد بودن اون مرد، دلیل بر بی محبتی کردن به او و بدی کردن و سرد کردن کانون زندگی از جانب همسر نیست! اگر این حرف من، عقلا، شرعا، قانونا مشکلی داره، بفرمایید"
خواهر عزیزم. این حرف شما مثل این میمونه که بگی اون هر چه کرد تو خوبی کن یا هیچ از خوبی هات کم نکن. والله خدا اینو نمیگه. فکر میکنم سواد عربی شما از من بیشتره. خدا وقتی توی قرآن راجع به مردی که همسرش به نیازش رسیدگی نمیکنه صحبت میکنه راه کارش چیه؟ با چه مراتبی جلو میره؟ ....اگر اثر نکرد از خوابگاهش دوری کنید و......پس نظر صریح پرودگار اینه که با تغییر رفتارتون طرف مقابل رو متوجه اشتباهش بکنید. دقیقا با سرد کردن رابطه. برداشت من غلطه آیا؟
من نمیگم این حکم همه جا قابل تعمیمه. میگم در یک مورد خاص که شاید خیلی هم بی شباهت نباشه از منظر مشکلات به وجود آمده در رابطه ی زوجین به طور خاص، بیاین کنار این سخن پرودگار قرارش بدیم که میگه آیات قرآن محکم دارند ومتشابه. شما متشابه رو به محکم تطبیق بدید تا گمراه نشید. این تمام حرف شما رو متشابه در نظر بگیریم و ایه ی قرآن رو محکم. به کجا میرسیم؟
دوستان نطز بدن لطفا. خدا به همه ی ما کمک کن شرمنده ی حضرت حق نباشیم
این حرف که اون بد کرده تو بد نکن در اینجا حرف خطرناکیه. به جاهای بدی میبره دوطرف چنین ارتباطی رو......
واضحا منطورم این نیست که اون یکی زد تو هم یکی بزن از هرکجا که دستت رسید!!!!
عاقلانه، حد وسط، سیاست مدارانه که هر دو طرف کمترین آسیب رو در بلند مدت ببینن.
اولا بد نکن یعنی چی؟ تعریف این بد و عیب طرف مقابل رو در اینجا ندیدن چیه؟
اگر اون به تو آسیب زد و کیفیت رابطه یی که با تو داره بعدش ثابت موند که وامصبتا.....چند درصد چنین مردایی شرمنده ی بزرگواری همسرشون شده و اصلاح میشن؟؟؟؟
داریم از ی رابطه ی بلند مدت حرف میزنیم ها. از ازدواج. گیریم که زن بابزرگواری مثل آسیه ی قصه ی شما کوتاه بیاد. اولا چه تضمینی هست که همه عمر بتونن این کار رو ادامه بدن؟ دوما از کجا معلوم از جای دیگه یی بیرون نزنه و به مشکلات حادتری ختم نشه. آسیه ی قصه ی خودتون هم کارش به طلاق میکشه آخر.
منطق من میگه باید با تغییر رفتا، وساطت بزرگترها و هر ابزار دیگه یی طرف را متوجه کنیم که باید برای این رفتارش هزینه بده. اینجا بحث اینکه طرف رو متوجه اشتباهش بکنیم نیست ها. باید متوجه هزینه های اشتباهش بشه

کمی فکر کن بانو جان. تصور کن این حرفا رو از ی دوست عزیز شنیدی. بعد نظرت رو بدون بغض نسبت به شخص من بیان کن.
پاسخ:
من نسبت به شما بغض ندارم
حس می کنم فقط می خواهید نظر خودتون رو اثبات کنیم که البته خودتون بهش اشاره کردید
تمایلی به ادامه بحث جدلی ندارم
موفق باشید
ضمنا شاید ی ارجاع دیگه هم خالی از لطف نباشه. توی بحث قصاص در قرآن، خدا با ترتیب زیبایی حرف میزنه که جا داره مورد تقلید قرار بگیره اینجا:
وقتی از قصاص حرف میزنه اول میگه حکم قانونی اینه. حق قصاص میدم به شما. بعدش، دقت کنیم بعدش میگه اما اگر ببخشید........
پس در بیان  لا اقل، حکم شرعی از نظر پروردگار الویت داره بر توضیح فواید آخرتی و مربوط به تقوا و خودسازی مربوط به بخشش در این قضیه. برداشتم درسته آیا؟
بانوجان من و شما اینجا مهم نیستیم. مهم اونیه که چنین مشکلی داره و اثر نطرات شخصی ما به طور مستقیم و غیرمستقیم بر شرایط زندگی اون
نه عزیزم. من فکر نمیکنم فقط خودم فکر میکنم. میگم کمی از حاشیه ی امن نطرات شخصی و نطرات افرادی که مثل ما فکر میکنن فاصله بگیریم. میگم دین خدا بیش از دریافت حواس 5 گانه ی ما هست. میگم حرف همدیگه رو بشنویم. با زاویه ی دید همه آشنا بشیم. شاید به خواست خدا ی قدم کوچیک جلو رفتیم که به بهبود شرایط منجر شد. شاید یاد گرفتیم که بابا من اینجا اشتباه کردم . تکرارش نکنم. قبولش کنم. دنیا به آخر نمیرسه ها.....
پاسخ:
حرف همدیگه رو بشنویم. با زاویه ی دید همه آشنا بشیم. شاید به خواست خدا ی قدم کوچیک جلو رفتیم که به بهبود شرایط منجر شد. شاید یاد گرفتیم که بابا من اینجا اشتباه کردم . تکرارش نکنم. قبولش کنم. دنیا به آخر نمیرسه ها.....
شاید بد نباشه به جهت روشن شدن کامل بحث بد نباشه به همه ی کامنت ها پاسخ بدین.
یعنی امکان نداره شما اشتباه کرده باشی؟ و کسی بتونه اینو ثابت کنه؟ نظر شخصی هر کدوم از ما در همه ی موارد درست ترین نقطه نظری هست که میتونه وجود داشته باشه؟
واقعا نا امیدم کردین. فکر میکردم با ی آدم منطقی طرهم که مسولیت حرفاشو، چه درست و چه غلط به عهده میگیره. اشتباه کردم آیا؟
پاسخ:
ان شالله امام عصر رو از خودمون ناامید نکنیم
من همه حرفم رو توضیح دادم. جای توضیح داده نشده ای نمونده بنظرم
زوایه ی نگاه من با شما متفاوته. من از این مدل نگاه، فاصله دارم. تجربه هم بهم ثابت کرده این نوع نگاه، کمک کننده به من نیست
البته با یه سری حرفهاتون موافقم. مثل اینکه ما به همجنس های خودمون ظلم می کنیم. اما از یه باب دیگه نه این باب. اگر حرفم رو باز کنم، هزاران بحث دیگه پیش میاد
خدا به هر کس، نوعی از بینش و شعور و معرفت داده. شاید شعور من هنوز به جایی که شما رسیدین، نرسیده! من یه جور دیگه به دنیا نگاه می کنم. قطعا من انقدر بزرگ نیستم که همه ابعاد حقیقت رو ببینم و از همون قسمتهایی که خدا بهم وسعت دید داده دارم نگاه می کنم.
فکر می کنم ادامه ی این بحث به صلاح نباشه
چرا امکان داره من خطا کنم. قطعا امکانش هست. اما الان عقیده ندارم حرف خطایی زدم. بلکه زاویه نگاهم با شما متفاوته
دختر خوب من اومدم تقریبا همه ی مطالب شما رو خوندم. به این دلیل که ازتون یاد بگیرم و.....
موضوع برداشت شخصی من و شما از دین خدا نیست تو زندگی شخصیمون. میگم ما مسولیم در قبال بقیه. بقیه یی که شاید حمایت سازنده و سیستمیک ما ازشون شرایط شون رو بهبود بده.
پاسخ:
من هم می گم ما مسئولیم در قبال بقیه
یه نوع حمایت رو هم بگم؟ شما حاضری همین زنی که از شوهرش کتک خورده و همسر بدی داشته و ... که مجبور به طلاق شده و بیاری تو خونت و شوهرت رو باهاش شریک بشی؟
امنیت و حمایتت رو باهاش شریک بشی؟
سایه سرت رو باهاش شریک بشی؟
من و شما چه چیزی بیشتر از اون زن بیوه و مطلقه داریم که ما حق شوهر داشتن داریم، اما اون دختر جوان یا زن جوان بیوه، نداره!

نطر شما تو این زمینه بر اساس دانسته های من با حرف قرآن کمی زاویه داره. شما هم بر اساس قرآن بیا بگو اشتباه میکنم.
پاسخ:
کل مثالهای من و حرفهای من باتوجه به آیات و مثالهای قرآن بود اما از یه زاویه ی دیگه
من هم می دونم قرآن حکم هم داره و قصاص هم داره و ...
اجرا گذاشتن مهریه و اینها هم راهه
اما من می گم کدومش آینده ی روشن تری داره! زندگی ساز تره!
اصلا کاری هم به کسی ندارم. راهیه که خودم تو زندگیم رفتم.
دوستانی هم دارم که همین راه ها رو رفتن و نتیجه ی خوبی گرفتن
بهشت هم لقاء الله داره هم بهشت نعیم! هر دوشم بهشته اما طبقاتش با هم فرق داره
راه های رفتن هم راه درست داره، خوب داره، خوبتر داره، عالی هم داره
من نمی گم تو کدومش دارم می رم! من سعی می کنم راهی رو برم که به خدا رو بیشتر خوشحال می کنه
طاهرا ترجیح میدید همه ازتون تعریف کنن و به به و چه چه. خود دانید. من به وظیفه ی شرعی و انسانی خودم عمل کردم. آنچه را که نادرست دیدم بیان کردم وسعی کردم توضیح بدم چرا اینطور فکر میکنم. قضاوت با حضرت حق است.
پاسخ:
نه من دنبال تعریف تمجید نیستم. البته نفس از تعریف خوشش میاد
ولی من عرض کردم از شما بغض ندارم. دنبال جدل نیستم.
به نظرم بی فایده است بحث

خواهر عزیزم. قربون انصافت برم. من دارم میگم قضیه شخصی نیست. دارم میگم ما نباید طرف رو اینفدر بی پناه کنیم تو جامعه و از نطر قانون که محتاج حمایت من و شمای نوعی باشه. میگم اگر هممون دست به دست هم بدیم ما هم مثل جاهای دیگه ی دنیا میتونیم فشار بیاریم به قانوگذارمون. که به عهده بگیره مسولیت حمایت از چنین کسانی رو. که نامین کنه امنیت شون رو. که رهاش نکنه که به هزار جای بد کشیده بشه. من و شما مشکل یکی رو حل کنیم. دومی چی؟ سومی کجا بره؟
پاسخ:
الان حمایت اتفاق افتاد! مردهایی که رفتار خلاف کردن و گرفتن، تنبیه کردن، از خونه بیرون کردن(مثل همون امریکا که فرمودین) مردی که دست روی یکی از اهل خونه بلند کنه، سه ماه از رفتن به خونه محروم شده بود!
خب بعدش چی؟ آیا کسی حرف چنین مردی رو گوش می ده؟ بچه ها دیگه ازش حساب می برن؟ تکلیف تربیت بچه ای که پدرش رو پشیزی به حساب نمیاره، چیه؟
ما فقط یه گوشه ی قضیه رو می بینیم. قانونگزار باید همه جوانب رو ببینه
زنها هم نیاز به حمایت از طرف همسرشون دارن. مردی که راحت بشه از خونه بیرونش کرد، تحقیر نشده؟ خود این زنه دیگه می تونه تکیه کنه به چنین مردی؟
راه کار اسلام، خودکنترلی درونی فردیه! زن رو جلوی شوهر تحقیر نمی کنه، شوهر رو جلوی زن تحقیر نمی کنه
می گه هر کدومتون مواظب باشید که خطا نکنید
تا وقتی همدیگه رو راضی نکنید، اعمالتون پذیرفته نیست
زن خطا کنه این مجازات شرعیشه
مرد خطا کنه، این مجازات شرعیشه
ولی اینها رو جلوی هم تحقیر نمی کنه
این راه حل اسلامه.
اگه قانون گذار ما حس کنه جامعه حساسه به چنین موضوعاتی. حل میشه قضیه. خشونت توی همه ی جوامع هست. قانون هم هست براش.
من و شما ی حنجره. بیا فریاد بزنیم بگیم زن تو اسلام بی پناه نیست. اسلام ضد زن نیست. حقوق زن و کودک توش این هست و این واین.....
بد میگم؟
پاسخ:
نه بد نمی گی
من هم همینو می گم. فقط راه گفتنمون فرق می کنه
خیل عظیمی از هم سن و سال های من و شما الان فکر میکنن خدا نظرش راجع به زن اینه تو قرآن: بزنیدشون!!!!!!!!!!!
به همین سادگی. همین قدر راحت...

عزیزم جامعه رو با قانون اداره میشه. نه با تبلیغ خوشحال کردن خدا.
بابا کم کاری کردیم.همین. یک کلام
پاسخ:
خدا، خودش قانونه! چرا رضایت خدا رو بی اهمیت می کنیم؟
فقط خداست که همیشه هست! هیچ مجری قانون و پلیس و نیروی امنیتی، همیشه نیست اما خدا همیشه هست
اگر رعایت حرمت حضور خدا برای ما جا بیافته، هیچ کسی کم کاری نمی کنه
بله. حمایت کم کم اینجوری اتفاق میافته. کامنت من رو هم راجع به قانون امریکا دوباره بخونید.
راه کار اسلام برای حل مشکلات جامعه خود کنترلی فردی نیست. قانونه. حکمه.مجازات شرعیه.
رضایت خدا بی اهمیت نیست. موضوع این نیست. ما توی جامعه ی ایده آلی زندگی نمیکنیم که همه دنبال رضایت خدا باشن که.....
میگم دین و قانون باید راه کار جامع داشته باشه. نه فقط برای خداترس ها...
پاسخ:
خب مشکل همینه! اینه که ما همه خدا ترس نیستیم. دین، اومده که بگه خودکنترلی درونی داشته باش
بگه خدا ترس باش
بگه لازم نیست پلیس همه جا باشه، خودت پلیس خودت باش
عزیز من وقتی من وشما خودمونو در حدی نبینیم که به قانونگذار پیشنهاد بدیم چطور بریم جلو؟؟؟؟
در جوامع غربی جنبش فمنیسم بوده که پیگیر چنین جریاناتی بوده.....
حرفم این نیست که ما هم ی کپی بزنیم و تمت
میگم ما هم بالاخره باید قانون خودمونو داشته باشیم یا نه؟
پاسخ:
اگر اسلام رو درست پیاده کنیم، نیازی به جنبش فمینیسمی نداریم
ضمن اینکه همون جنبش فمینیسم، خیلی مشکلات هم به وجود آورد. به نظر من، فمینیسم، بیش از اینکه به نفع زنها باشه، به نفع مردهاست
توضیحاتش مفصله و قرار نیست اینجا راجع بهش حرف بزنیم. اما وجود تعداد کثیری زن خود سرپرست در جامعه، امنیت خانواده رو تهدید می کنه و باعث کامروایی بیشتر و راحت تر مردان می شه
باعث نیروی کار ارزان در جامعه می شه
باعث بهم خوردن تعادل روحی و روانی زنها و عدم امنیتشون می شه
باعث بهم خوردن تربیت بچه ها، خانواده گریزی و یه عالم مشکل اجتماعی دیگه می شه
طبق برداشت فعلی و رایج و قانونی مملکت ما در حال حاضر پدر ولی دم فرزندش هست. حتی اگر سرشو ببره تکرار میکنم سرشو ببره قانونا میتونه خودش خودش رو ببخشه. مگر اینکه جرم جنبه ی عمومی داشته باشه. این اتفاق افتاده ها....
طرف سر دخترشو بریده پند سال حبس کشیده بعدم آزاد شده حاجی حاجی مکه
این در شان جامعه ی اسلامیه؟؟؟؟؟
خواهرم تا همه بیان خداترس بشن .....................
میشه وضع الان ایران.......
پاسخ:
هر کس از خودش و خانواده اش شروع کنه، درست می شه
اگر بخواهیم دنیا رو عوض کنیم، نمی شه اما اگر از خودمون شروع کنیم، دنیا رو هم میتونیم عوض کنیم
در همین مورد آخر: شکنجه ی زن و دو دخترش به مدت 21 روز در اطراف مشهد
قانونا بهزیستی اجازه نداره زن بی پناه رو بعد از بهبودی فیزیکی نگهداری کنه.......
دیگه بقیه شو خودتون تا انتها برید....
پاسخ:
طبیعیه که باید برای چنین مواردی قانون داشت! من هم نگفتم قانون غلطه
عرض من اینه نگاه من این نیست که همه چیز صرفا با زور باید درست بشه
و بنظرم میشه از قوانین دیگه استفاده کرد برای نجات جان اونها
نه درست نمیشه خواهرم. نمیشه. حال روز امروز ایران نشون میده که نمیشه.
دنیا خودش جلو میره ما رو نمیخواد
ما هنر کنیم ی قانونی تصویب کنیم که چنین زنانی بی پناه نمونن هنر کردیم

من از فمنیسم دفاع نمیکنم. به هیچ وجه. میگم ما باید طوری رفتار کنیم که کمبود قوانین در این زمینه به چشم بیاد و اصلاح بشه.
نه خواهرم. کجای کاری شما؟؟ اصلاقانونی در این زمینه نداریم.
از مدتی قبل اعلان عمومی دادن که ایها الناس بیاین کمک کنیم خانه ی امنی برای این بنده ی خدا فراهم کنیم
فکر نمیکردین قانونی تداشته باشیم نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بله طبیعیه، شرعیه، عقلیه ولیییییییییییییییییییی نداریم
من میگم چرا نباید داشته باشیم؟ ی علت کم کاری ماهاست
من بر حسب رشته ام عرض میکنم. من شخصا به این نتیجه رسیدم که باید ی کار جهادی صورت بگیره و به ما ملت فهمونده بشه که ایها الناس هر کاری رو که توانایی انجامش رو داری لزومن حق انجامش رو هم نداری
چنین کمبود های حادی از چشم نسل جوون پنهوون نمیمونه. همین خودش میشه دلیل و زمینه ی دین گریزی. خداییش حق ندارن بپرسن این چه دینیه که همه ی علماش بعد از 1400 سال ی قانون ساده نتونستن بذارن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
این سوال پیش نمیاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

البته بهزیستی بچه ها نگه میداره وای خانم رو نه. گفتم که زن رو نمیتونه نگهداری کنه.
اون بنده ی خدا که به لطف رسانه یی شدن موضوعش طبیعتا به کمک بیشتری دسترسی داره. احساسات عمومی به هرحال تحریک شده سر این قضیه.
وای به حال اون دیگرانی که زجر میکشن و هیج کس جز خدا تا ابد نمیفهمه
کل حرف من اینه جایی که قانونی نیست که از این زن حمایت کنه مثل الان ایران، اگر ما هم طرف رو به حیات ابدی امیدوارش کنیم غیر مستقیم داریم بهش میگیم راهی نداره در دنیا. خدا در آخرت عوضت بده!
اینجوری نباید باشه. این زن اگر بدونه بابا تو دین خدا حق دارم من. خدا ازم حمایت میکنه. حقی بیش از بخشش و بسوز وبساز، حداقل کمی روحیه اش بهتر میشه. حس میکنه که خدا و اونایی که خدا رو دوس دارن ازش حمایت میکنن. دلگرم میشه. وقتی دلخوش شد بهتر فکر میکنه. مشکلشو چاره میکنه به خواست خدا. من میدونم منظور شما این نبوده. واضحه. میگم با توجه به دنیایی که الان توش زندگی میکنیم این برداشت نزدیک حرف شماست. میگم ما نباید بهش بگیم خدا خواسته اینجوری رستگارت کنه!!!!!!!!!!گیریم هم که خواسته باشه اصلا. ما نباید چنین چیزیو به زبون بیاریم. جاش اینجا نیست.

درد ما اینه که قانونمون به اندازه ی شرعمون نیست. والا چرا باید تو شرع باشه ولی تو قانون اساسی ما نباشه؟؟؟؟
ما باید پیشرفته ترین قانون جهان رو تو همچنین زمینه یی که بحث حمایت از حق مظلوم مطرحه داشته باشیم ولی.......کجاییم ما؟
من اینطور میبینم کل قضیه رو: دیدین میگیم جهان خدایی داره. کشتی هم ناخدایی داره. وجه تسمیه رو ببینید چقد قشنگه: ناخدا، خدای اون کشتی هست.
یونس پیغمبر هم که باشی، پشتت به خدای یونس هم که گرم باشه، خدا امرش رو در مورد تو از طریق ناخدا و تصمیم ناخدا اعمال میکنه.
حالا قانون میشه ناخدای کشتی جامعه. به این ناخدا خیلی اجحاف شده. دست کم گرفتیمش

بانوجان ساعات مرخصی من رو به اتمامه و باید برگردم به دنیای همیشگیم، پس قضیه رو از نظر خودم جمع میکنم. لطفا این کامنت رو با دقت بخونید
در جرایمی مثل این روند وقوع جرم معمولا از الگوی ثابتی پیروی میکنه. حالا این یعنی چی؟
مثلا در زمینه ی کودک آزاری جنسی، معمولا فرد مورد نظر بسیار بیشتر از یک قربانی داره. به محض پیدا شدن اولین قربانی به دنبال قربانیان دیگه میگردن. این روش معمول هست. در سراسر دنیا.
در زمینه ی خشونت خانگی این کار سال ها معمولا سابقه داره و تکرار شده تا بالاخره میرسه به نقطه ی برملا شدن. این حالت در زمره ی جنون آنی قرار نمیگره. که طرف همیشه حالش خوب بوده و یهو ظرف چند ثانیه تصمیم میگیره به کسی آسیب شدید بزنه.
مثال: خانمی در اطراف تهران به بیمارستان مراجعه کرده با دو فرزند به شدت زخمی. پسر 17 ساله در اثر شدت جراحات فوت میکنه و دختر به کما میره. پلیس متوجه میشه که هر دو زیر شکنجه ی پدر بودن. مادر بعدن در دادگاه عنوان میکنه که در تمام طول زندگی مشترک از همسرش کتک میخورده و تحمل کرده تا کار به اینجا رسیده. بقیه موارد هم داستان کماکان مشابهی دارند.
حتما این خانوم هم اطرافیانی داشتن در طول این سال ها که ایشون رو به صبر، مدارا و....تشویق کردن.
حالا وظیفه ی ما چیه در این موارد وقتی اطلاع پیدا کردیم؟
چه کسی و چه وقتی  باید تشخیص بده یک مورد خاص جز کدوم موارد از نظر شدت طبقه بندی میشه؟
قطعا من وشما صلاحیت این کارو نداریم. ابتدا اگر چنین موردی رو به صبر دعوت کنیم خیانت کردیم بهش. پس قدری تامل میکنیم اول.
سپس، در اولین قدم،ب اید مشخص بشه وضعیت روانی وثبات خلقیه این همسر.
پزشکی قانونی باید آسیب دیدن همسر رو تایید ومستند کنه. با مراجعه به روانکاو و روان پزشک حاذق قضیه دنبال میشه. ....
الان بر اساس اطلاعات من حدود 25مرکز آموزشی در چنین زمینه هایی در تهران فعال هستن. اطلاعی از بقیه ی کشور ندارم.
جاهایی هم هستن که رایگان کمک حرفه یی میدن به چنین کسانی. ی مددکار اجتماعی میتونه اطلاعات خوبی به فرد آسیب دیده بده در این زمینه.
موضوع خشونت خانگی بسیار عمیق تر از چیزی هست که از بیرون به نطر میرسه. سرسری به هیچ وجه نباید برخورد بشه. ممکنه دقیقا طی همون مدتی که طرف داره شخصا و بدون کمک حرفه یی تلاش میکنه قضیه رو جمع و جور کنه فاجعه اتفاق بیافته. باید پیشگیری کنیم. همه با هم.





البته به هیچ وجه منظورم این نیست که همه ی موارد خشونت خانگی به جاهای باریک کشیده میشن. میخوام بگم هوشمندانه حرف بزنیم و بعد عمل کنیم.
ضمنا تا فراموشم نشده:
1. حتما تست کنید و اطمینان پیدا کننید که دخترای گلتون خدای نکرده کمبود ویتامینD نداشته باشن. واجبه ها.
2.برای مشکل موهای گره خوردن موهای دختر کوچیکتون که گفتین از روغن زیتون استفاده میکنین، از اون هم میشه استفاده کرد. ولی روغن مخصوص اینکار نارگیله. فقط روغن مال قبل از حمومه ها. نه بعدش. اگه موهای بچه شکننده باشن روغن زدن بعد از حموم میتونه نابودشون کنه در طولانی مدت. چند ساعت قبل از حموم باید استفاده بشه.
پاسخ:
ممنون از توصیه تون
سلام بانو جان!خدا قوت!
گاهی باید سر در وبلاگ نوشت:" صفحه شخصی این جانب می باشد!شما برای درج نظرات شخصی خودتان لطفا وبلاگ دیگری ایجاد کنید!!"
برخی اصرار دارند جهان بینی خودشان را به آدم تحمیل کنند😑
خواندن وبلاگ شما برای من حکم شنیدن حرف های خواهر بزرگم را دارد.
خواهری که در مسیر پر پیچ و خم بندگی و زندگی مشترک و مادری تجربه ها و افق های دید متفاوت و وسیعی را برایم بیان می کند.
چقدر خوب نوشته بودید از قضاوت های یک طرف در اختلافات زندگی
همسر حضرت نوح چقدر می توانسته غر بزند از کارهای به ظاهر بی معنی و خلاف جریان جامعه شوهرش
چقدر من غر زده ام از کارهای همسرم که در نگاه اول به نظرم اشتباه و یا بی فایده بوده
در مورد مشکل و توان آدم ها
شبیه آهن خام درون کوره مذاب هستیم که با ضربه پتک آهنگر درد می کشیم و شکل می گیریم
در این سال های زندگی مشترکم بارها کارد به استخوانم رسیده و دیدم که بزرگ شدم
اما گاهی مشکلات بر اثر اشتباهات ما ست آن وقت قضیه فرق می کند؛عمر می گذرد و مشکل همچنان پابرجاست.
در پناه خدا موفق باشید.
التماس دعا

پاسخ:
ممنونم خواهر خوبم.
از وقتی این پستتونو خوندم همش پس ذهنمه. تا حالا هیچ وقت به این قشنگی قانع نشده بودم (منظورم به قسمت همسر حضرت نوحه)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی