من، او، ...

روزهای زندگی همسر یک طلبه

من، او، ...

روزهای زندگی همسر یک طلبه

من، او؛ داستان زندگی ماست!
ماییکه 10 سال است، تلخ و شیرین، در بود و نبود هر چیز غیر از ارزشها، در کنار هم هستیم و ان شالله در کنار هم می مانیم تا ظهور، تا شهادت، تا ...
اینجا از مسیر تکاملمان می نویسم. از پیاده کردن اندکی از سبک زندگی اسلامی

من، او، راه حل

شنبه, ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۲:۵۲ ب.ظ

این داستان زندگی یکی از دوستان عزیزمه از زبان خودش که اجازه ی انتشارش رو داده! یه خانم همسن و سال خودمون:

یه روز یه خبر بد بهم دادن! یه خبر که حس کردم شیرازه ی وجودم بهم ریخت.

حالم بد شد! چند روز نشسته بودم و گریه می کردم.

هیچ راه فراری نمی دیدم! با هر کس هم صحبت می کردم، راهی نداشت! فقط برام دلسوزی می کرد!

مشاور ها راه حلی نداشتن! فقط می گفتن جدا شو! چرا باید تحمل کنی! بزرگترها چیز خاصی نمی تونستن بهم بگن

داشتم با بهترین دوستم (که خدا ان شالله حفظش کنه و خیرش بده) حرف می زدم که یهو بهم گفت: چته ! چرا غمهاتو گذاشتی دور تا دورتو نشستی داری برای خودت عزاداری می کنی؟

جا خوردم! اون که بیش از همه و بهتر از همه مشکلات منو می دونست، چرا برام دلسوزی نکرد! چرا درکم نکرد! 

ناراحت شده بودم. ولی از اونجاییکه می دونم دوستم حرف بی ربط و بی هوا نمی زنه، رو حرفش فکر کردم. یادم به یه جمله معروف افتاد!

غصه ها تو دورت نچین که دیوار بشن! زیر پات بچین که پله بشن!

بسم الله گفتم! نشستم به ابعاد مختلف این مشکل نگاه کردم! بررسی کردم که چه شرایطی برام ایجاد کرده و حالا باید چکار کنم. چطور از همین شرایط سخت استفاده کنم تا راه حل بسازم! یا شرایط رو قدری بهتر کنم. یکی از ابعادی که این مشکل ساخته بود، وضعیت خیلی سخت اقتصادی بود.

دستورات عبادی برای گشایش رو تا اونجا که می تونستم، اجرا کردم. ذره ذره خدا راه پیش پام گذاشت. کم کم بلطف خدا شرایط خیلی تغییر کرد

توضیح: این دوستمون الان یه تولیدی لباس زده. شده یه زن کار آفرین

پ ن: اگر من هم مثل رضوان تو فقط لیلی باش، ناشناس می نوشتم، الان شاید از شرایط خودم می تونستم بنویسم!
هرچند دوستانی که فکر کردن من تو ناز و نعمتم، کاااااااملا درست فکر کردن
من تو ناز و نعمتم
همین که محبت اولیاءش تو قلبمه و پشتم گرم به آغوش مهربون خودش، ناز و نعمت نیست؟
هرچقدرم سختی بیاد، نگاهم فقط به خداست و ان شالله با نگاه مهربون خودش، حل می شه.
خدایا ازت هیچچچی نمی خوام جز تعجیل در ظهور حضرت موعود و اینکه بتونیم باری از دوش مولامون برداریم! لبخند به لبش بیاریم
همین
موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۵/۰۲/۲۵
بانو ایرانی

نظرات  (۵)

ممنون از تکمله پست قبلی. آخر اون پست گفتید " تمام حرف من این بود، که بد بودن اون مرد، دلیل بر بی محبتی کردن به او و بدی کردن و سرد کردن کانون زندگی از جانب همسر نیست! "

خب این حالت ایده ال هست، اما واقعا یه انسان معمولی و درواقع زنی که آسیب دیده از بدی مردش،  درعمل چقدر میتونه درمقابل بدی رفتار خوب نشون بده؟


پاسخ:
همه زندگی همین هاست
همه قشنگی زندگی همینه که با مشکلات و سختیها، چطور برخورد می کنیم. آره! خیلی سخته در مقابل بدی، خوبی کرد
فاطمه ی عزیز... از ایییین همه بحث توی پست قبلی واقعا تعجب کردم... حرف صاحب این وبلاگ انقدرر عجیب و به دور از ذهن نبود که باعث ایییینهمه بحث بشه. حتی بیشتر کامنتها رو که میخوندم حس میکردم متنو دقیق نخوندن و منظور اصلی رو متوجه نشدن.
ایشون گفتن که هر موقعیتی توی این زندگی امتحانی الهی برای ماست و مطمئنا خدا خارج از توان ما ازمون امتحان نمیگیره و اگر درست عمل کنیم اجر بسیااار عظیمی در مقابل ما قرار دارد.
در مورد مردی که کتک میزنه این میتونه ناشی از هزاران مورد مثل تربیت نادرست, یادگیری از محیط یا حتی مشکل روانی باشه
خوب مسلما هر کدام از اینها راهکارهای متفاوتی دارن. حتی ممکنه بهترین راه طلاق باشه. اگر ما به وظیفه ی خودمون بطور کامل عمل کنیم خود خدا هوای ما و دلمون رو خواهد داشت.
یه بار یه عاقله زنی برام تعریف میکرد که اوایل ازدواجشون که ایشون 18 ساله بودن روزی بخاطر یه اشتباه کوچیکشون همسرش یه سیلی محکم به گوشش میزنه. ایشون طوری با تواضع و مهربونی با همسرش برخورد میکنه که خود مرد خیلییی شرمنده میشه و در طول 40 سال زندگی مشترکشون هیچوقت این رفتار تکرار نمیشه.
این خانم با وجود اینکه 18 ساله بوده خیلییی عاقل بوده و این موضوع رو به خانوادش هم نمیگه. برام تعریف میکرد اوایل همسرم بسیار عصبی و تند خو بود. میگفت با اخلاق خوش و خنده هایم کم کم او را هم مانند خودم لطیف و مهربون کردم.
مهمه که با صبر زندگیمونو بسازیم. صبر هم بقول صاحب وبلاگ یعنی جرع و فزع نکردن و پیدا کردن بهترین راه حل در آرامش. این رو هم تاکید میکنم که شاید گاهی بهترین راه حل جدایی باشه مثلا از کسی که مشکل حاد روانی دارد...
ولی گاهی راه حلهای فراوانی روبروی ما هست و ما میخواهیم سراغ آسانترینهاشون برین.
این خانومی که براتون مثالشو زدم واااقعا همه انو جزو خوشبخترین زنان فامیل میشناسن و هیچکس خبر نداره چه سختیهایی برای ساختن زندگیش کشیده.
پاسخ:
ممنوووونم. خیلی ممنون از شما بانوی عزیز
ببخشید در کامنت بالا تصحیح میکنم: در طول نزدیک به 30 سال زندگی مشترکشون
چند سالی هست که نوشته ها تون رو میخونم 
خواهش میکنم بازم بنوسید
ممنون
پاسخ:
دعامون کنید عزیزم
Εγώ σε ρώτησα κάτι ÏüυγκŽµÎºÏÎ¹ÎƒÎ­Î½Î¿… Από πού και ως πού έχει ο Σαμαράς κοινό όραμα με αυτούς που ανέφερες… Όλα τα άλλα, θέλουν καλλίτερη γνώση και σωστότερη κρίση…

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی