من، او، ...

روزهای زندگی همسر یک طلبه

من، او، ...

روزهای زندگی همسر یک طلبه

من، او؛ داستان زندگی ماست!
ماییکه 10 سال است، تلخ و شیرین، در بود و نبود هر چیز غیر از ارزشها، در کنار هم هستیم و ان شالله در کنار هم می مانیم تا ظهور، تا شهادت، تا ...
اینجا از مسیر تکاملمان می نویسم. از پیاده کردن اندکی از سبک زندگی اسلامی

من، او، داستان زندگی

چهارشنبه, ۲۳ تیر ۱۳۹۵، ۱۱:۳۳ ب.ظ

یکی بود یکی نبود

 یه شهر بزرگ و قشنگ، یه حاکم خیلی قدرتمند و مهربونی داشت. حاکم، خیرخواه ومهربون بود و صاحب کرامتهای انسانی و اخلاقی.

حاکم، عاشق یکی از دخترای شهر شد. هر روز براش گل میفرستاد اما دختر نمیفهمید کار حاکمه. عاشق گل فروش شد.

بین صفات حاکم صاحب کمال ما، غیرت هم بود. حاکم گل فروش رو فرستاد به یه شهر دیگه واسه مأموریت.

دل دختر شکست. حاکم فکر کرد شاید دختر الان متوجه محبتهای اون بشه.

به دختر که عاشق شعر بود، کمک کرد شاعر بشه.

گاهی اشعار خودشو با دست خودش مینوشت و برای دختر میفرستاد.

دختر بازهم نفهمید کار حاکمه؛ اما شک کرده بود.حق داشت.باورش نمیشد حاکم انقدر دوستش داشته باشه.

حاکم همه جوره هوای دختر رو داشت اما نمیتونست مثل همه عاشق ها، به معشوقش ابراز محبت کنه. حاکم بود دیگه!!!

کاش دختر اونهمه محبت حاکم رو میفهمید.

حاکم گاهی با پیکهای مختلف، پیغامهای محبت آمیز میفرستاد اما حواس دختر، به پیکها پرت میشد.

حاکم هنوز دخترو دوست داشت. هنوز روش غیرت داشت. هنوز براش پیغام محبت آمیز میفرستاد. و دختر هنوز باور نداشت حاکم چقدررررر دوستش داره.


قصه ی بالا، قصه ی ماهاست. دخترهایی که حاکم مهربون، عاشقشونه. همه جوره بهشون محبت میکنه و دخترای بی حواس، نمیفهمن

کاش متوجه محبت بی نظیر خدا بشیم

موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۵/۰۴/۲۳
بانو ایرانی

نظرات  (۱۸)

فقط میشه گفت عخی:)♥
این عین ماجرای من و خداست
که میگه دوست دارم
اما من...
دائم فرار می کنم!

عالی
چه قشنگ...:)
قشنگ بود ولی یه خرده بیربط بود واقعا این داستان وجود داره و جایی ثبت شده!!!!!!!
من تا حالا پیامی دریافت نکردم ;) هر چقدر هم خودم پیام می فرستم که تو رو خدا یه نشونه ای نشون بده که بهم توجهی داری، حالم رو می بینی، حالا دوست داشتن شاید خواسته زیادی باشه از طرف من، جوابی دریافت نمی کنم:(
پاسخ:
مگه میشه
وقتی یه ماشین از بیخ گوشت رد میشه و از تصادف حتمی نجات پیدا میکنی
وقتی تو کارت موفق میشی
وقتی یه نفر دوستت داره
همش پیغامه
۲۵ تیر ۹۵ ، ۱۳:۲۷ فاطمه غلامی
دقیقا
خب موفق که نشدم، کسی هم دوستم نداره. اون ماشینه فقط پیغام بوده؟!!! ای کاش از بیخ گوشم رد نمی شد، از روم رد می شد، تریلی هم بود. لهم می کرد. شاید فقط همین یه پیام اومده اونهم من از سر عشق نمی بینمش وقتی همش خودم پیغام می فرستم تو رو خدا اگه من لایق هیچی نیستم، لا اقل منو لایق مرگ بدون. امسال ماه رمضون همش دعا کردم خدایا این ماه رمضون رو آخرین ماه رمضون عمر من قرار بده دیگه بیشتر از این خوار و خفیفم نکن... آمین.
پاسخ:
مگه میشه موفقیتی نباشه؟ نگو
معلومه هنوز کار نکرده تو این دنیا ، معطل زنده موندن توئه وگرنه خدا چرا باید کار بیهوده بکنه
کشفش کن
بیچاره دخترک... :(
۲۹ تیر ۹۵ ، ۱۴:۲۸ علی امین زاده
تعبیر جالبی بود!

راستی، من چند ماه پیش ماشین زد بهم. دندونهام شکست و....
اما
آخرش واقعاً دست خدا رو دیدم! واقعاً هنرمندانه بود کارش!
توی خبرا میخوندم که دختری که دست و پا ندارد درون یک ظرف پلاستیکی زندگی می کنه و بهش غذا میدن و ..... داشتم فکر می کردم حاکم قصه آیا به این طفلک معلول  و امثال اون هم پیغامهای محبت آمیز میفرسته؟؟!!!
پاسخ:
همیشه چشمهای بسته برای ندیدن، بیشتر از چشمهای بازه
همیشه ایراد گرفتن،راحت تره
نمیدونیم اون دختر، چه روزگاری داره با پیغامهای عاشقانه خدا
والا خیلی ها پس از سالها معرفت آموزی پیغامهای عارفانه رو نمی گیرن، چه برسه به انسان بیچاره ای که برای اولین نیازهاش نیازمند دیگرانه و شاید اصلا این چیزها به ذهنش خطور هم نکنه!
باسلام و خداقوت
بنده دانشجوی شهر قمم.درگیر درسم و وقت اینکه توی شهر واین کلاس و اون کلاس باشم رو ندارم.اما تصمیم دارم سال جدید از کلاسای اخلاقی استفاده کنم.لطف میکنید یه کلاس اخلاق با یه استاد اخلاق بانفس گرم ومعنوی بهم معرفی کنید؟
پیشاپیش تشکرمیکنم.

سم الله ارحمن الرحیم

خانواده ام مذهبی بودند اما طلبه و روحانی نداشتیم. با زندگی طلاب و روحانیون هم اصلا آشنا نبودم اما نمی دانم چه شد که وقتی به خواستگاری ام آمد، بله را گفتم!

به امام زمانم می اندیشیدم و سرباز او و اینکه غنیمت است در دوران غیبت، دوشادوش سربازش زندگی کنی. شاید آقا به تو هم نگاهی کند

زندگی ام را به خودش سپردم و اکنون که بیش از هفت سال از آن روز می گذرد، هر روز حس می کنم چقدر مورد عنایت قرار گرفته ام

می خواهم از امروز از روزهای زندگی ام با سرباز امام زمان بنویسم. شاید برای آنانکه زندگی روحانیون را از بیرون می بینند و گاها فکر می کنند درون و بیرونشان با هم فرق می کند، اندکی مفید باشد.

هر روز نماز شکر می گزارم که خداوند مرا برای کنیزی امام زمان انتخاب کرد

سپاسگزارم خدای مهربان


نوشته شده در دوشنبه3
90/8/2
پخ
حاکمی که دختری رو خوشبخت نمیکنه!

میخواستم زیر اون پست دختر با حیا و عفیفتون (خداحفظش کنه) هم پیام بذارم چون نتم ضعیفه اجازه میخوام همینجا بگم اولا کدوم کارتون دورلن کودکی عروسی رو نشون داد کاش من کور میدیدم میفهمیدم که عروس شدن برای دختر چقدر مهمه و حالیم میشد که باید دنبال عروس شدن می بودم...
دختر اگه ازدواج خوب نکنه ترشیده و تنها میشه تازه شم سن که میره بالا بی دلیل عصبی میشه می فهمی؟ در حالی که زن و شوهر کنار هم به کمال و آرامش میرسن... بچه داری کامل می کنه آدمو...

خدایی که دختری رو مواخذه میکنه یا امتحانای سختی می کنه که میدونه دختره صددرصد مردود میشه و بخاطر مردودی محروم میشه جریمه میشه تنبیه میشه 
دقیقا چی میخواد؟
دقیقا کجاش مهربونه وقتی اون فرصت دوباره رو نمیده
وقتی تو رو به خاک سیاه میشونه
وقتی تو رو تنها و بی هدف میذاره...
هوم؟
پاسخ:
هر قسمت از زندگی، سختیهای خودشو داره. ازدواج نکردن، یه سختیهایی داره، ازدواج کردن هم یه سختیهایی
اگر با نگاه مهربانی خدا به قضایا نگاه نکنی، و فکر کنی اون تو رو به خاک سیاه نشوند، اون فرصت دوباره بهت نداد، اون... اون... اون....، همش میشه ظلم. همش می شه بی رحمی
یه استادی بهمون می گفت اون دنیا همه شرمنده رحمت خدا می شن! فکر کردم رحمت در بخشش رو می گه اما استاد گفت: پرده ها که کنار می ره، همه می بینن که خدا چقدر در دنیا بهشون رحمت فرستاده بوده و اونها از کنار این رحمت ها راحت گذشتن
فکر می کنی کی امتحانهای سخت نشده؟ چه می دونی وقتی دختری از خانواده جدا می شه و میره تو زندگی یه مرد دیگه، چه اضطرابی وجود داره؟ وقتی می بینه اشتباه کرده و هیچ راه برگشتی وجود نداره، نه خانواده اونو می پذیرن نه می تونه با طلاق تو جامعه دووم بیاره، وقتی ... وقتی... وقتی... تو هم فقط داری خوبیهای ازدواج رو می بینی و گمان می کنی اگر ازدواج می کردی، خیلی بار مشکلاتت کم می شد! نه! اونموقع هم مشکلات دیگه ای میومد! از یه نوع دیگه!
همیشه حواسمون باشه، راه بهشتمون، همین زندگی هست که داریم! راه بهشت ما رو تو زندگی دیگه ای نذاشتن! اگر مسیرمون از نوع دیگه ای از زندگی عبور کنه، قطعا خدا اون رو سر راهمون می ذاره!

بانو جان خوب هستین؟! چرا پست جدید نمی ذارین؟

پاسخ:
دعا کنین گره ها باز بشن ان شالله میذارم
سوال نجمه خانم سوال منم هست
شاید خدا پاسخ ما را در دهن شما گذاشته باشه!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟

پاسخ:
جوابتون بود؟
کاش متوجه محبت بی نظیر خدا بشیم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی