من، او، ...

روزهای زندگی همسر یک طلبه

من، او، ...

روزهای زندگی همسر یک طلبه

من، او؛ داستان زندگی ماست!
ماییکه 10 سال است، تلخ و شیرین، در بود و نبود هر چیز غیر از ارزشها، در کنار هم هستیم و ان شالله در کنار هم می مانیم تا ظهور، تا شهادت، تا ...
اینجا از مسیر تکاملمان می نویسم. از پیاده کردن اندکی از سبک زندگی اسلامی

من، او، دغدغه

شنبه, ۱۹ فروردين ۱۳۹۶، ۰۲:۰۰ ق.ظ
حالم بده
شاید هم خوبه
نمی‌دونم
درگیرم با خودم، با وظیفه ای که خون شهدا برگردنم گذاشته، با بی تفاوتی ، بی دغدغگی، با...
به خون‌هایی فکر می‌کنم که هر روز برزمین ریخته میشود تا این انقلاب حفظ شود. و من وسط این انقلاب، این امنیت ، این جمهوری اسلامی، بی دغدغه ایستاده ام و حواسم به هیچی نیست
جواب این خونها را چگونه باید داد
جواب اشک کودک‌ها
جواب تنهایی و بی کسی زنها
خدایا من چه کنم؟

پ ن: ماجرای نیمروز رو چند بار باید دید. عمیق
موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۶/۰۱/۱۹
بانو ایرانی

نظرات  (۳)

سلام
شهدا میرن تا ارزش ها حفظ بشه . وقتی ما ارزشهای اسلام که همون ارمان شهداست رو حفظ کنیم بی دغدغه نیستیم!
هرکس به اندازه خودش. لازم نیست کوه رو جابجا کنیم لازمه حتی اگر کوهها جابجا شد ایمانمون رو حفظ کنیم.
موفق باشید
۱۹ فروردين ۹۶ ، ۱۳:۰۱ محمد احسان حیدری

درود بر شما

مثل حال ما...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی