من، او، ...

روزهای زندگی همسر یک طلبه

من، او، ...

روزهای زندگی همسر یک طلبه

من، او؛ داستان زندگی ماست!
ماییکه 14 سال است، تلخ و شیرین، در بود ها و نبود ها، در کنار هم هستیم و ان شالله در کنار هم می مانیم تا ظهور، تا شهادت، تا ...
اینجا از مسیر تکاملمان می نویسم؛ از دریافت هایم؛ از پیاده کردن اندکی از سبک زندگی اسلامی .

آخرین مطالب

۲ مطلب در دی ۱۳۹۷ ثبت شده است

من، او، گناه بزرگ

يكشنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۷، ۰۸:۱۳ ق.ظ
داشتم سینی آهنی رو از توی فر در میاوردم، دستم گرفت بهش. سریع بهش رسیدگی کردم، ماست زدم، آرد زدم و هر کاری که از دستم برمیومد کردم که بهتر بشه. سوزشش که افتاد، یه تاول کوچیک هم نزد!
داشتم غذا رو از روی اجاق برمیداشتم؛ دستم گرفت به گوشه ی فلزی دسته ی قابلمه. دستم بشدت سوخت. بازم با عجله بهش رسیدگی کردم و سوزشش که تموم شد، تاول نزد و اثری هم ازش نموند.
چند روز بعدش داشتم واسه ی داخل خورش، سیب زمینی داخل رب گوجه سرخ می کردم که یه ذره قد یه نخود رب گوجه ی داغ و روغن، پرید رو دستم. رو ساعد، سه انگشت بالاتر از مچ دستم؛ سوزشش زیاد نبود، فقط زیر آب گرفتم و رهاش کردم.
چند ماه از اون روز می گذره، هنوز جاش مونده.
داشتم به این یه سوختگی ها فکر می کردم. حس کردم گناه هم همینطوره! گناهی که ما می دونیم چقدر بزرگه، استغفار می کنیم، تلاش برای جبران می کنیم، تضرع می کنیم و هر کاری که می دونیم اثر گناه رو پاک می کنه انجام میدیم. اما گناهی که کوچک می دونیمش، رهاش می کنیم.
اثرش از اون گناه های دیگه، خیلی خیلی بیشتر میمونه و اذیتمون می کنه.
خدایا از گناه، به خودت پناه می برم. هیچ گناهی در برابر بزرگی تو، کوچیک نیست. نافرمانی بزرگی چون تو، خیلی بزرگه. جهالتمو ببخش و منو اونطوری بساز که دوستداری باشم.
۶ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۳۰ دی ۹۷ ، ۰۸:۱۳
بانو ایرانی

من، او، اثرات دین

شنبه, ۲۲ دی ۱۳۹۷، ۱۲:۳۲ ب.ظ

مدتیه دارم به اثرات دین فکر می کنم. اینکه دین چه اثری در زندگی فردی و اجتماعی باید بذاره و اثر دینداری ما چیه. گاهی وقتی از پس بحرانهای خانوادگی و ارتباطات شخصی برمیاییم فکر می کنیم خیلی دیگه خوب و ناز و دینداریم که تونستیم همچین گذشتی کنیم یا از پس مشکلات زندگی و ارتباطیمون بربیاییم و جاخالی ندادیم.

خودم که اینجوری بودم. یکمی هم باد می کردم و سر خدا و پیر و پیغمبر منت می ذاشتم که حضرت زهرا! ببین چه دختر خوبی ام به تو اقتدا کردم و مثلا امروز تو شوهر داری و بچه داریم اینطوری و اونطوری رفتار کردم

یا مثلا نشستم بچه داری می کنم و مدرک تحصیلیمو بخاطر آرامش بچه هام گذاشتم لب طاقچه و از این منت گذاشتنای احساسی.

اما دیدم خیلی از کسانی که دین ندارن، حضرت زهرا ندارن، خدای حاضر مهربون ما رو ندارن، امام حاضر ندارن هم مثل من بخاطر بچه هاشون می شینن تو خونه، پیوندهای بریده شده رو با سیاست و کیاست وصل می کنند، با شوهرشون به زیباترین شکل ممکن مدارا می کنند و سالهای سال با هم زندگی می کنند و ...

اونها کسانی هستند که عقلشون رشد کرده و دنیا و ملزوماتش رو فهمیدن!

گفتم پس اثر دین چیه؟و فهمیدم زندگی خوب اجتماعی، کمترین اثر عقلانیت ناشی از دینداریه!

دین می خواد تمدن سازی کنه! پس اثر دین تمدن سازیه!

چند روز پیش یه بحران خانوادگی برام پیش اومد، وقتی داشتم سختیهای اونو تحمل می کردم، دیگه نمی گفتم : خدایا ببین من چقدر خوبم! به خودم می گفتم ببین! این کمترین سختی هست که تو باید برای تمدن سازی تحمل کنی! هنوز به اثرات دینداری نرسیدی تازه! اگر می خوای تمدن سازی کنی، باید خیلی خیلی بیشتر از اینها رو تحمل کنی! این که چیزی نیست!

و چیزهایی که قبلا فکر می کردم خیلی سخته، خیلی راحت تر و شیرین تر شد!

خدای کمکم کن بفهمم ازم چی می خوای و اونی باشم که می خوای


۸ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۲ دی ۹۷ ، ۱۲:۳۲
بانو ایرانی